X
تبلیغات
رایتل

پرسشهای مهم در مورد مذاکرات صلح

1393/12/02 ساعت 04:16 ب.ظ

پرسشهای مهم در مورد مذاکرات صلح

یادداشت: مدیریت سایت:

رییس جمهور غنی دراین روزها رایزنیهای گسترده ای را برای ازسرگیری صلح ازسرگرفته است. البته این موضوع برمی گردد به تنشهای زدایی بین کابل و اسلام آباد. رهبران حکومت وحدت ملی فصل بسیار تازه ای را در مناسبات با پاکستان درپیش گرفته است درطی سه ماه گذشته چهار بار مقامات سطح اول پاکستان وارد کابل شده اند. در حال حاضراعلام شده است که گفتگو های صلح بین افغانستان و طالبان در طی سه هفته آینده آغاز می شود. حال رییس جمهور با این مساله می خواهد ابعاد ملی بدهد و یک تصویر اجماع ملی را و اینکه گفتگوها محرمانه و درسایه انجام نمی شود را به مردم اعلام نماید به همین دلیل رایزنیهای گسترده ای را با محافل سیاسی و مدنی و گروها ی اجتماعی آغاز کرده است. به همین مناسبت استاد محمد ناطقی در میز گرد طلوع نیوز همراه با کارشناس دیگر به این موضوعات پاسخ گفته است که به صورت آزاد این گفتگو نوشته شده است:

مجری: پرسش اساسی این است که پاکستان درازاء چه امر مهمی و چه دست آوردی حاضرشده است که طالبان را به پای میزمذاکره با افغانستان بکشاند؟ واقعا وضعیت ازچه قراراست.؟

محمد ناطقی : البته این پرسش مهمی است من فکر می کنم بسترهای مذاکرات صلح درسطح ملی و منطقه ای و فرامنطقه ای باید فراهم شود. این کار تاحدی زیادی صورت گرفته  و می گیرد دراین روزها رییس جمهور رایزنیهای گسترده ای را با محافل سیاسی ، مدنی اغاز کرده است. رهبران جهادی فامیلهای بزرگ مجددیها ، گلانیها با رییس جمهورصحبت داشته اند. بارییس جمهورکرزی نیز دو روزپیش درمورد صلح صحبت شد. رییس جمهورغنی به دیدار رییس جمهورپیشین افغانستان رفت و موضوعات مرتبط به صلح را با آنها درمیان گذاشت. رییس جمهورغنی درنشست که ما با ایشان درارگ داشتیم، روی این موضوع تاکید داشت که صلح یک پروسه ملی است و حکومت تنها مجری این پروسه ملی هست. وی به این نکته اشاره کرد که صلح در خفا صورت نمی گیرد و یک موضوع محرمانه وسری نمی تواند باشد تمام مردم افغانستان باید درجریان گفتگوها و رایزنیها باشند. این بسترمناسب ملی ایجاد می کند و کا رمهمی است که باید انجام شود درگذشته و درزمان رییس جمهورکرزی ما جرای صلح دنبال می شد و لی مردم نسبت به رویدادهای صلح بی باوربود یعنی اینکه احساس می کرد که صلح درخفا صورت می گیرد. زنان ، جامعه مدنی، احزاب سیاسی حتا پارلمان افغانستان بارها از ماجرای صلح ابراز ناخرسندی داشتند. خوب البته همان گونه که جناب مرتضوی اشاره کرد درگذشته حوادثی درگفتگوهای صلح داشتیم که واقعا وحشتناک بود. هیچ صداقتی درکار نبود کسانی برای گفتگو ازسوی طالبان آمد یا دکاندار غلط  و یا هم قاتل از آب درآمد این مساله مردم را سخت بی باورکرد.

اما این بار ظاهرا قضیه پی گیری صلح متفاوت ازگذشته طرح شده است رهبران حکومت وحدت ملی هرآنچه که درمورد گفتگوها لازم باشد را می خواهد بامردم درمیان بگذارند و این کاری است که صورت می گیرد این درواقع همان بسترسازی ملی است. صلح باید با حمایت ملی به پیش برده شود و هیچ کسی نسبت به آن نگران نبا شد بخصوص زنان اقلیتها و ازهمه مهم تردرگفتگوهای صلح مردم باید بدانند که ارزشهای بدست آمده قربانی صلح نمی شود. تمامی اقدامات رییس جمهور و رهبران حکومت وحدت ملی درباره مذاکرات صلح ماهیت و صورت ملی  را باید ترسیم نماید و خوشبختانه این کار درحال شکل گیری می باشد. دیروز مسوولین مسولین احزاب سیاسی و نمایندگان آنها با رییس جمهور صحبت داشتند و رییس جمهور چهارپرسش اساسی را در امر صلح با احزاب سیاسی درمیان گذاشت اگر فرصت شد به آن پرسشها نیزخواهیم پرداخت.

گذشته از بسترسازی ملی، درمساله صلح شرایط منطقه ای و جهانی نیز بسیار مهم است . فکرمی کنم  این کار بدرستی صورت گرفته است . درحال حاضر بسترهای گفتگوهای منطقه ای و جهانی برای صلح افغانستان ازهرزمانی دیگر مناسب ترمی باشد. رییس جمهور در کنفرانس پکین شرکت داشت درنشست شانگهای دوماه  پیش درکنار موضوعات دیگر، عمده ترین مساله مورد بحث صلح و امنیت مبارزه با تروریزم در افغانستان بود. می خواهم بگویم صدای منطقه ای یکی شده یعنی همان حرفی که درریاض گفته شد همان صدا واحد منطقه ای در پکین، تهران ، اسلام آباد کابل نیز شنیده شد حرف منطقه برای صلح یکی هست و این کار، فرصت مهمی برای افغانستان خواهد بود. داکترصاحب عبدالله رییس اجرایی در نشست شانگهای بافاصله کوتاهی در قزاقستان شرکت کرد و بحثهای قزاقستانی شانگهای درمورد گفتگوی های صلح بسیار سازنده بود. چین درحال حاضر گامهای عملی برای برای مذاکرات صلح برداشته است پس از نشست شانگهای در پکین بلافاصله چیناییها، مقامات طالبان را در پکن دعوت کرد گفته شده که ملاحنیف مقام ارشد درراس هیئت طالبان با مقامات چینی درمورد صلح گفتگوهای غیرعلنی داشته است.

نکته بسیار مهم در بحث منطقه ای صلح ، مساله تنش زدایی بین کابل و اسلام آباد هست. وقتی که ما به بسترها و شرایط منطقه ای صلح می پردازیم باید به این موضوع توجه داشته باشیم که روابط کابل و اسلام آباد درچه وضعیتی قراردارد. زیرا تلاشهای منطقه ای را درگذشته داشتیم اشکال حکومت رییس جمهورکرزی این بود که تلاشهای منطقه ای را دنبال می کرد ما درزمان ایشان پروسه بنام استانبول را داریم و کارهای دیگری هم درمورد صلح داشتیم می دانید تمامی این تلاشها به ناکامی روبروگردید به نظر من تنها یک دلیل درکار بود و آن اینکه بین کابل  و اسلام آباد تنش و مناسبات غیردوستانه حاکم بود. طبیعی است که تلاشهای منطقه ای کارایی نداشت. حالا قضیه  فرق کرده گامهای خوبی دراین جهت برداشته شده است. مقامات پاکستانی به گونه حرف می زنند که گویا افغانستان و پاکستان درتاریخ خود چنین روابط دوستانه ای نداشته است. ا لبته این حرف شاید خالی از اغراق نباشد ولی یک بخش بزرگ از واقعیت درهمین حرف خلاصه شده است. روابط کابل و اسلام آباد بسیار بهبود پیداکرده و این واقعا کاربزرگی برای ایجاد امنیت درافغانستان می باشد.

مجری : پرسش که دارم دو باره تکرار می کنم و آن اینکه چه منافعی پاکستان از مذاکرات صلح بدست می آورد؟ و اینکه چه طرفهای از طالبان را به پای میزمذاکره حاضر می کند؟

محمد ناطقی : اینکه پاکستان چه طرفهای از طالبان را به پای میزحاضر می کند این مساله خیلی ساده است. پاکستان و افغانستان می دانند که با چه طرفهای مذاکره باید صورت بگیرد. هیچ نگرانی نیست پاکستان هروقت و هرزمان بخواهد همان های که باب  میل شان هست را به پای میزگفتگو حاضر می کند البته می توان حدس زد که آنها چه گروها و چه نوع ازطالبان را می خواهد ما می توانیم بگوییم که شورای کویته و شاید هم گروهای دیگری مقیم پاکستان درمیزگفتگو حاضر شود دراین میان گروه حقانی نیست این مساله دلیل دارد زیرا این گروه نتوانسته ثابت نماید که ارتباط به القاعده ندارد. بلکه دلایلی زیادی است که شبکه حقانی با گروه القاعده کارمی کند و گفته شده که با متلاشی شدن مراکز شان در وزیرستان شمالی فرزندان حقانی و دیگر کادرهای شبکه به یمن گریخته اند. پس این مساله واضح است که درمذاکرات صلح شبکه حقانی شامل نیست . گفتگوهای صلح با شورای کویته صورت می گیرد.

شما تاکید دارید که پاکستان چه سودی از گفتگوهای صلح می برد و از افغانستان چه گرفته است و چه می گیرد که طالبان را به پای میزحاضر می کند. فکر می کنم منافع ملی پاکستان و  افغانستان این الزامات را وارد می کند که طرفهای پاکستان و افغانستان روی به صلح بیاورند . صلح برای منافع افغانستان حیاتی است و کسی شک ندارد و همه مردم از جنگ آسیبهای فروانی را دیده و همه تاکید دارند که به صلح روی بیاورند جنگ مردم را تباه کرد و ما را دربدترین وضعیت قرارداده است. نفع ملی افغانستان درصلح و  ثبات هست. برای پاکستان هم صلح باید مهم باشد زیرا استفاده ابزاری ازتروریست تجربه خوبی نداشت این کشور دراین مورد متاسفانه کارهای زیادی کرد و همه می  گویند که پاکستان با تروریزم جنگ نیابتی با طرفهای افغانستان هند و حتا نیروهای ناتورا به پیش می برد. مایک مولن لوی درستز مستعفی آمریکا چند سال پیش گفت: پاکستان با استفاده از تروریزم با نیروهای ما درافغانستان جنگ نیابتی را راه انداخته است.

استفاده ابزاری ازتروریزم برای هیچ کشوری ثمربخش نبوده است. پاکستان جواب اشتباهات خودرا پس می دهد حمله به مدرسه نظامی پاکستان موضوع ساده ای نبود و نیست و این کار را تروریستها انجام داد دیگر درد بالاتر ازاین را نمی توان برای پاکستان سراغ گرفت. صلح و ریشه کن شدن تروریزم پیش از هرامری به سود منافع ملی کشورهای منطقه است. برخی گفته اند که همکاری پاکستان و افغانستان درریشه کن کردن تروریزم، باعث تعطیلی کارهند و همکاری هند با افغانستان می شود بخصوص اینکه گفته شد که حکومت افغانستان دیگر به دنبال لیست تهیه سلاح از هند نیست و اینکه افغانستان گروه اول ازافسران نظامی خود را به پاکستان فرستاده است. این گونه کارها درمناسبات دو کشور افغانستان و پاکستان حسن نیت است واقعا اعتماد و حسن نیت هست. اما هند به دلیل خصومتهای تاریخی و فعلی با هند از این گونه تعاملات و همکاری ناراحت می شود.

من فکرمی کنم این قرائت و روایت برخواسته از ذهنیت مسموم و ازیک واقعیت هست. اما واقعیت این بوده که دو کشورهند و پاکستان برای جلب توجه و نزدیک شدن با افغانستان رقابت داشته و دارد این مساله حقیقت دارد اما این تمام بحث نیست. هند به این نکته هم واقف است که همکاری دو کشور افغانستان و هند برای ریشه کن کردن تروریزم درنهایت امر به نفع هند می باشد یعنی تروریزم به هرپیمانه که مزمحل و ریشه کن شود، به همان پیمانه به نفع کشورها و منافع ملی آنها می باشد. تروریزم ابزار نیست که کشوری بتواند با استفاده از آن منافع ملی خود را تامین نماید  این ابزار بسیار کثیف و ضد انسانی است. چه کسی می تواند بگوید اگرروزی تروریزم درافغانستان و پاکستان ریشه کن و دو کشورهمسایه به تمام معنا با هم همکاری نماید این مساله برای هند خطرناک می شود. گفتم این ذهنیت تا حالا بوده و برداشتن آن زمان می خواهد.

افغانستان درمناسبات خارجی بخصوص درمورد هند و پاکستان اصل " توازن" را باید رعایت نماید. همکاری باهند به معنی ازدست پاکستان و همکاری و پیمان استراتژیک باهند به مفهوم خصومت با پاکستان نباید تعبیرشود. واین مساله به صورت معکوس هم باید طرح شود همکاری با پاکستان نباید معنای قطع مناسبات با هند را داشته باشد. البته شک نداشته باشیم که هند و پاکستان ممکن است خواسته های غیرموجه را مطرح نماید ولی افغانستان نباید خواسته های که به زیان منافع ملی اش باشد را قبول نماید. گفته شد که مقامات پاکستانی از حکومت رییس جمهورکرزی خواستار قطع مناسبات با هند، پروش افسران افغانستان درپاکستان به جای هند و.. شده است این مطلب را سخنگوی ریاست جمهوری درسال گذشته با رسانه ها اعلام داشت البته این نوع سخن گفتن و بیرون دادن گفتگوهای تلخ و شیرین پشت پرده را به این صورت، کاری درستی نبود اما کاری بود که در آن زمان سخنگوی ریاست جمهوری حکومت رییس جمهورکرزی آن را اعلام داشت.

می خواهیم تاکید نمایم که ریشه کن کردن تروریزم افغانی و پاکستان به نفع هند هم تمام می شود بنابراین همکاریهای امنیتی سیاسی افغانستان برای صلح و ثبات و ازبین بردن تروریستها به زیان منافع هیچ کسی نخواهد بود. من البته با یک مقام عالیقدر حکومت رییس جمهورکرزی درمورد تحویل دادن لطیف الله محسود گفتم افغانستان کار بسیار خردمندانه ای کرده است تروریزم برای ما و برای هیچ کسی نه ابزار خوبی است و نه هم به نفع منافع ملی است و اگرتاکید شود که تروریزم آن طرفی سرمایه است و آن طرف خط هم به این باور باشد که تروریزم برای شان ابزار مقاصد ملی می باشد ، هردو طرف سخت دراشتباه قرارگرفته است من به ایشان گفتم هیچ گاه این منطق که تروریزم سرمایه باشد را قبول ندارم و به همین علت به شدت با دیدگاه شما مخالفت کرده ام.

مجری: سوال دیگر من این است همان گونه که از خانم سرابی و خانم قادری پرسیدم آیا صلح با طالبان به معنی نادیده گرفتن حقوق زنان و ازدست دادن ارزشهای مدنی و نظام سیاسی افغانستان نخواهد بود؟ زیرا می دانیم که طالبان هرگز برای زنان حق و حقوقی قایل نبوده اند دراین مورد چه نظردارید؟

محمد ناطقی : این پرسش خیلی جدی است. نگرانی جامعه بخصوص زنان و اقلیتها قابل درک می باشد. زیرا طالبان در گذشته و درسالهای 94 تا 2001 زمان سرنگونی شان مرتکب جنایتهای زیادی گردید. استودیوم کابل محل اعدام زنان گردید. جنایتهای بی شمار دیگری که دربامیان ، یکاولنگ درشمالی و درمزار و ده ها جای دیگر مرتکب شد، تصویرهولناک و کابوس را دراذهان باقی گذاشته است بنابراین این مساله قابل فهم است زنان جامعه بشترازهرقشری درزمان امارت طالبان آسیب دید. اما عنصر زمان درتحلیل مهم است ما درسالهای 2015 زندگی می کنیم باید قبول نماییم که خیلی چیزها باید عوض شده باشد طالب هم حالا آن طالب گذشته نیست ما حالا انواع و اقسام طالب را داریم، یک وقت رییس جمهورکرزی گفته بود که  ما انواع اقسام طالب را داریم ، طالب آمریکایی ، طالبان پاکستانی، طالبان عربی، طالبان افغانی و.. این واقعیت است که طالبان به دسته های بسیارگسترده و متشتتی تقسیم شده است. طالبان هم بسیار تضعیف شده حالا می بینیم که گروه دیگری بنام " داعش" علیه طالبان ظهورکرده و آنها گفته اند که هدف شان نابود کردن طالبان می باشد.

از وضعیت ناگواردرونی طالبان که بگذریم درمساله مذاکره، قراراین نیست و نمی تواند باشد که شما درمذاکرات پیشرو باطالبان بیایید نظام سیاسی تان را تحویل طالبان دهید. نه هرگز درگفتگوهای صلح کسی نمی تواند روی نظام سیاسی معامله نماید و یا ارزشهای نظام سیاسی و دست آوردهای 13 ساله را فدای گفتگو نماید. من فکر می کنم نظام سیاسی سری جای خود باقی است زنان جامعه ما نگران آزادیهای انسانی نباشند و به همین گونه قانون اساسی ، انتخابات، آزادی بیان حقوق زنان و حقوق اقلیتها و..درمذاکرات صلح نابود نمی شود. شیوه کاراین خواهد بود که طالبان اصل نظام سیاسی درافغانستان را قبول نمایند درچهارچوب نظام سیاسی، طالبان حق دارند دیدگاه شان را درمورد هرامری ابرازنمایند. طالبان باقبول نظام می توانند در انتخابات شرکت نمایند و نامزد برای ریاست جمهوری داشته باشند درانتخابات پارلمانی شرکت داشته باشند و اگرقرارباشد که کسی درافغانستان قدرت سیاسی  را دردست بگیرد این مساله ازطریق سازکارهای قانونی خود امکان پذیرمی باشد. طالبان درنظام سیاسی افغانستان حق دارد ازهمین طریق حتا قدرت سیاسی را دراختیاربگیرد. اگر مردم افغانستان به آنها اعتماد نمایند و در پارلمان رای دهند و درانتخابات ریاست جمهوری نامزد داشته باشد و مردم رای دهد دراین صورت می تواند رییس جمهورافغانستان شود. گفتگوهای صلح و رسیدن به یک توافق باید دارای چنین پیامهای باشد.

درپایان به این نکته می خواهم اشاره نمایم که دیروز رییس جمهورمسوولین احزاب و نمایندگان احزاب سیاسی را برای مشوره خواسته بود. ایشان چهارپرسش اساسی را با احزاب مطرح کرد فکرمی کنم شاید عین چنین سوالاتی را با شورای عالی صلح، با جامعه مدنی و رهبران جهادی نیزطرح کرده باشد. اولین پرسش این بود که محل مذاکرات کجا باشد ایشان اشاره کرد که دردوراول، مذاکرات می تواند در چهارکشور انجام شود، امارات متحده عربی ، چین ، اسلام آباد، و کابل اما دوردوم گفتگوها باید درکابل باشد. پرسش دیگر ایشان این بود که تغییرات درشورای عالی صلح چه گونه باید باشد؟ و چه ترکیبی باید داشته باشد. پرسش سوم هم این بود که محتوای گفتگوها و اولویت چه خواهد بود و سوال آخر هم این است که چه راه حل برای بحران افغانستان وجود دارد؟ البته وقت برای توضیح این پرسشها نیست. رییس جمهور از همه احزاب سیاسی خواست که دیدگاه شان را درمورد پرسشها درقالب یک طرح برای ریاست جمهورتحویل دهد.

تشکر  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo