X
تبلیغات
رایتل

تیمهای سرگردان صلح افغانستان

1394/03/20 ساعت 10:21 ب.ظ

تیمهای سرگردان صلح افغانستان


گفتگوی محمد ناطقی رییس کمیسیون عالی نظارت ازتطبیق موافقتنامه سیاسی با خبرگزاری مرکزی چین و تلویزیون راه فردا. موضوع مصاحبه مذاکرات صلح افغانستان بود. دراین گزارش سعی می شود که نکات و مهم گفتگو را خدمت شما تقدیم نماییم. لازم به ذکراست که مصاحبه بیست دقیقه ای با خبرگزاری چین به زبان انگلیسی صورت گرفت و مدیریت سایت ازایشان خواست که آن گفتگورا نیز به زبان فارسی دراینجا ارایه نماید.


مدیریت سایت


خبرگزاری چین: تشکر ازاینکه وقت خود را دراختیارماگذاشته اید پرسش اول ما این است که گفتگوهای صلح که دراین روزها با طالبان صورت می گیرد، دارای چه وضعیتی است؟ و شما درمورد مذاکرات که درقطر، امارات اسلو انجام شده است چه نظردارید؟ چشم اندازبعدی این مذاکرات را چه گونه بررسی می کنید آیا این گفتگوها می تواند منجر به یک صلح دایمی درافغانستان شود؟


محمد ناطقی : با تشکرازشما و می بخشید ازاینکه درهنگام ورود به ساختمان صدارت معطل شدید خوب نیروهای امنیتی قوانین خاصی خود را دارد." خبرنگارچین، نه اشکالی ندارد این گونه مسایل برای ما قابل درک است". البته درمورد پرسش شما چند نکته را می خواهم توضیح دهم اول اینکه شما به مذاکرات سانکیان شهرارومچی اشاره نکردید درحالیکه چنین مذاکراتی درکشورشما هم صورت گرفته است و پیش ازآن هم خبرازمذاکرات طالبان با نمایندگان شورای عالی صلح را درپکن هم داشتیم. " "خبرنگارچین، نه این نوع گفتگوها درکشورچین ازسوی مقامات کشورما تایید نشده است".


بله مذاکرات درجاهای که اشاره کرده اید صورت گرفته است. اما نکته اساسی دراین گفتگوها وجود دارد ، یکی همان غیررسمی بودن مذاکرات هست. تاکنون حکومت افغانستان گروه طالبان کشورهای میزبان اعتراف نکرده که مذاکراتی با هم داشته اند. همان گونه که شما اشاره کردید که مقامات چینی نگفته اند که درچین گفتگوهای بین طالبان و نمایندگان مجلس و شورای عالی صلح صورت گرفته است. پس ماهیت این مذاکرات غیررسمی و تاحدی محرمانه بوده است. البته نفس گفتگوها بین طالبان و نمایندگان شورای عالی صلح ، نمایندگان مجلس و یا هم گروهای مدنی ، کاری خوب است و ما آن را حمایت می کنیم. بخصوص اینکه گفتگوهای که همین چند روز پیش دراسلو کشورناروی بین طالبان و زنان افغانستان انجام شده است. این نوع گفتگوها بین زنان و طالبان درنوع خود بی سابقه و بی نظیرمی باشد. خبرنگار راه فردا آن را یک نوع چرخش 180 درجه ای درسیاست وایده لوژی طالبان می داند. بله که همین گونه هست و این بسیارجالب است که ده تا زن ازاعضای پارلمان مثل خانم شکریه بارکزی، و خانم فوزیه کوفی و زنانی دیگری ازشورای عالی صلح و سنا افغانستان مثل خانم حوا علم نورستانی و خانم صدیقه بلخی درمذاکرات اسلو شرکت داشته اند. برخی خبرها نشان می دهد که زنان که درمذاکرایت اسلو شرکت داشته اند تعداد شان به ده نفرمی رسید.


خبرگزاریها به نقل ازخانم شکریه بارکزی گفته اند که مذاکرات بسیارمهم و خوبی با طالبان دراسلو داشته است و توانسته دید گاه زنان افغانستان را با آنها طرح نماید خانم کوفی نیزگفته است که ما درمذکرات اسلو موفق شده ایم که ازحقوق زنان افغانستان دفاع نماییم. زنان که باطالبان درپشت درهای بسته و درمذاکرات محرمانه و غیرعلنی، صحبت داشته اند ازمذاکرات شان با طالبان بسیارراضی هستند و آن را یک موفقیت تاریخی گفته اند. البته منم با این مساله موافق هستم که مذاکرات زنان با طالبان حقیقتا یک موفقیت تاریخی می تواند باشد و این خیلی جالب است که طالبان گوش شنوای برای شنیدن حقوق زنان پیداکرده اند و با زنان نشسته و ازحقوق زنان جامعه بحث کرده اند . طالبان به لحاظ ایده لوژی با زنان مشکل دارند آنها درزمان امارت شان درکابل همان رویه ای را درپیش گرفت که حالا داعش با گذشت یک سال درشهر موصل عراق درپیش گرفته است. خبرهای بسیاربدی از رفتارداعش با زنان موصل بیرون داده شده است. 


طالبان درزمان امارت شان درسالهای 1996 – 2001 رفتارهای بسیار بدی با زنان داشت. آنها زنان را دراستدیوم فوتبال تیرباران کردند و زنان حق نداشتند که بدون محارم خود ازخانه خارج شوند اما حالا دراسلو با زنان نشست دارند و درمورد حقوق زنان صحبت می کنند و این بسیار جالب تاریخی ومهم است. این رویداد که درمنطق فکری طالبان یک رویا بود ولی حالا به واقعیت تیدیل شده و اینکه زنان افغان با طالبان واردگفتگوهای سازنده شده ، یک موضوع فوق العاده هست. اما پرسش اساسی که باید جواب داده شود و آن این هست که آیا تیمهای طالبان دراین کشورها مذاکره می کنند، می توانند نمایندگی ازرهبری طالبان داشته باشند و یا اینکه نه آنها تیمهای سرگردانی هستند که هیچ ارتباطی به رهبری طالبان و هیچ نسبت و ارتباط با جنگهای خونین که درافغانستان جریان دارد ، ندارند و این پرسش باید جواب داده شود. 


مجری تلویزیون راه فردا: پرسش من همین است که تیمهای طالب که با زنان دراسلو مذاکره کرده اند و یا اینکه درکشورهای عربی با جامعه مدنی و نمایندگان شورای عالی صلح گفتگو کرده اند، چه نسبتی با جنگ جاری و چه تاثیری برای توقف جنگ می تواند داشته باشد؟ و ازسوی دیگر هم این سوال مطرح است که تیمهای که درقطر ، امارات و یا چین و اسلو مذاکره کرده اند ، ارتباطی با رهبری و زعامت خود دارد و یانه؟ و یا اینکه به گفته شما گروهای سرگردانی هستند که خود و به حمایت ازکشورهای میزبان به نمانیدگی ازطالبان وارد گفتگوهای صلح می شوند واین مذاکرات هیچ تاثیری روی ادامه جنگ و خونریزی ندارد.


محمد ناطقی : این پرسش به نظر ما خیلی مهم است. واقعیت مساله همین دوصورت است یکی اینکه تیمهای که بنام طالبان مذاکره می کنند ، هیچ تاثیری روی جنگ ندارند و ما شاهد هستیم که درموازی با مذاکرات غیررسمی ، جنگ بهاری طالبان به بد ترین صورت ممکن آغاز شده است و ابعاد خونریزی طالبان نسبت به سالهای گذشته بسیار بالا رفته است. دراین صورت می توان گفت تیمهای که ازسوی طالبان مذاکره می کنند ، تیمهای واقعی نیست و هیچ ارتباطی با جنگ و رهبری خود ندارند. این حرف درمورد تیم مستقردرقطر بارها گفته شده است که گروه طییب آغا چندین سال است که با رهبری خود ارتباطی ندارد و با جنگ هم نسبتی ندارد. درمورد طالبان که درچین مذاکره کرده شاید قضیه کمی فرق کند زیرا مولوی عبدالعزیز و مولوی حسن رحمانی و همکارانش در چین گفته اند که نمایندگان اصلی و واقعی طالبان آنها هستند و نه گروهی که درقطرمستقرمی باشند. تیم طالبان که کشورناروی دراسلو دعوت کرد را نمی دانیم که از چه نوع قماشی بوده است. من البته این صورت را بسیارنزدیک به واقعیت می دانم که این دسته ازطالبان که مذاکره می کند ، تجرید شده ازمرکزیت و بریده ازجنگ های جاری درکشور می باشد. آنها را، کشورها و استخبارات به صورت تفننی و اینکه گفته باشند که ما درصلح افغانستان نقش داریم و نام کشورشان برای تلاشهای صلح افغانستان بلند شود، این کارها را می کنند.


اما صورت و احتمال دوم هم به این صورت طرح می شود که نه، تیمهای که درکشورهای میزبان وارد گفتگو شده اند، آنها درواقع نمایندگان تام الاختیارطالبان برای گفتگوهای صلح می باشند دلیل آن هم این است که ازسوی رهبری طالبان این گروه ها و تیمها تا کنون تخطئه نشده است و درموارد تایید شده که تیمهای طالبان درگفتگوهای غیررسمی شر کت دارند.دراین فرض ما نمی توانیم تیمها را گروهای سرگردان و تابع سیاستهای استخبارات کشورهای میزبان بدانیم. اما این پرسش هم باید حل شود که پس چرا با شروع مذاکرات ، جنگ شدت گرفته است همان گونه که اشاره کردم ابعاد جنگ بسیار شدید شده است. پاسخ مساله نیزروشن است زیرا متاسفانه این سنت و قاعده ضد انسانی را جنگ با خود داشته است که تیمهای گفتگو کننده در آستانه صلح و مذاکرات بشترین خونها را می ریزند که از آن درمیزگفتگو امتیاز بگیرند. خونریزی زیادتر برای امتیازات بشترمی باشد. آنها عامدانه به همه جبهات شان هدایت داده که ما وارد گفتگوهای صلح می شویم و شما ابعاد جنگ را توسعه دهید و جاهای را بگیرید تا درمذاکرات دست بالا داشته باشیم. این قاعده ضد انسانی را همه جنگها درهرجای ازعالم داشته است. خوبریزی بشتر برای امتیازات بشتر.


خبرگزاری مرکزی چین: پرسش دیگری من درمورد تعریف و برداشت تان ازطالبان و داعش است شما چه برداشت ازحضوداعش درافغانستان دارید ؟ و سوال دیگر من هم این است که همسایه گان افغانستان برای صلح چه می توانند انجام دهند؟


محمد ناطقی : توضیح درباره داعش به صورت گسترده داده نشده دلیل آن هم این است که اصولا اطلاعات دقیقی از میزان حضور داعش درافغانستان دردست نیست برخی از افغانها حضورداعش را ناچیز و آینده روشنی برای آنها درافغانستان نمی بینند و حضورداعش اندک و ناچیزو واکنشی برخی از گروهای طالبان دربرابر رهبری شان می دانند. البته تحلیلگران دیگری هم داریم که حضوراین گروه را بسیارجدی درافغانستان و درهرجای گرفته اند این دسته ازصاحب نظران دلایلی برای گسترش داعش دارند. اول اینکه این گروه بسیار پولدار می باشد. درجامعه مثل افغانستان که فقرو مصیبت بیکاری همه جا را فراگرفته است، عرصه و ساحت برای سربازگیری گروه داعش و جود دارد زیرا داعش پول خرج می کند و گزارشهای داریم که آنها پولهای خوبی برای سربازان شان می دهند وازمردم عشر و ذکات هم نمی گیرند و سربازان داعش آب و نان ازمردم برای خود تهیه نمی کنند این حرفها می تواند دلیل آن باشد که داعش می تواند درافغانستان کار نماید و سربازگیری داشته باشد و پول برای جوانان فقیرو بیکاربرای شرکت درجنگ شان به پردازند.


دراین صورت خطرداعش را به دلیل عوامل داخلی افغانستان باید جدی گرفت به این معنا که بسترهای اجتماعی برای سربازگیری شان و جود دارد. نکته دیگری که بسیار اهمیت دارد و باید درمورد توسعه داعش به آن درافغانستان اشاره نمایم و آن این است که داعش با اعلام خلافت اسلامی شان درمنطقه بی نهایت توسعه یافته است درحال حاضر، بخشهای عظیم ازسوریه را دراختیارخود گرفته است حکومت آقای اسد سه چهارم خاک سوریه را ازدست داده و حالاتنها دریک چهارم ازخاک سوریه حضوردارد و بخشهای زیادی ازسوریه بدست داعش و یا جیش الفتح افتاده است.در لیبیا هم شهرهای مهم را به تصرف خود درآورده است. شهر"سرت" درمرکز لیبیا به دست داعش سقوط کرد و درشهر"درنه" لیبیا حکومت وخلافت اسلامی دارد. سقوط سوریه و لیبیا و جنگهای ویران گر درعراق پایگاه اصلی خلافت داعش را تقویت و استقرار می بخشد .گروه داعش منطقه و جهان را به ده حوزه خلافت برای شان درنظرگرفته است. افغانستان جزء از قلمرو ایالت خراسان داعش است دراین صورت باید نگران بود و خطرحضورداعش را درافغانستان جدی گرفت.


نکته دیگری که باید به آن اشاره نمایم و شما درپرسش تان به آن پرداخته اید و آن این است که داعش و طالب با هم می جنگنند. جنگ آنها دلیل و ماهیت اید لوژیک و اعتقادی ندارد. دلیل جنگ آنها قدرت طلبی و هژمونی خواهی سیاسی و نظامی هستند . داعش اعلام کرده است که آنها خلافت اسلامی تشکیل داده و همه گروهای اسلامی باید به خلافت اسلامی داعشی بیعت نمایند گروهای خارج از قلمرو داعش راه جزء تسلیم و یا کشته شدن ندارد.درافغانستان هم داعش و طالب با هم می جنگند چنانچه درسوریه و عراق و درجاهای دیگر با هم درگیرهستند. دراین درگیری موضع حکومت افغانستان چه می تواند باشد به نظرمن حکومت افغانستان و نیروهای امنیتی افغانستان و ظیفه اش حمایت از مردم افغانستان می باشند آنها حافظ مال و جان و ناموس مردم هستند اگرداعش و طالب با هم درگیرمی شود حکومت ازهیچ کدام حمایت نمی کند و نباید بکند.


به این پرسش هم باید پرداخته شود که دراین میان کشورهای همسایه افغانستان و متحدان بین المللی افغانستان چه وظیفه دارند و چه می توانند برای صلح افغانستان انجام دهند؟. این مساله بسیارمهم است و خواست اساسی و مرکزی و استراتژیک مردم وحکومت افغانستان رسیدن به صلح درافغانستان می باشد زیرا جنگ دمارازروزگار مردم افغانستان براورده است. جنگ لعنتی باید خاتمه یابد. حال برای رسیدن به این هدف ، نقش کشورهای منطقه و جهان مهم و درعین حال متعدد است. به نظر ما برای رسیدن به صلح باید بشترین کارها را با پاکستان انجام دهیم. پاکستان نقش اساسی را درجنگ و صلح افغانستان دارد. رییس جمهور ا فغانستان درقندهارگفته است که پاکستان دریک جنگ اعلام نشده با افغانستان قرارگرفته است. پس باید صلح با پاکستان شود. 


دراین میان نقش چین بسیارمهم است . چین منافعی درمنطقه درافغانستان و پاکستان دارد که تنها می تواند با صلح و ثبات درافغانستان و منطقه به آن دست پیدا نماید. چین درمساله صلح باید روی پاکستان فشاروارد نماید و از پاکستان، متحد خود که درخاک پاکستان، خیلی سرمایه گزاری هم کرده اید، قویا بخواهید که نقش اساسی را برای صلح افغانستان به عهده بگیرد. خواست افغانستان این است که طالبان را که درخاک پاکستان مستقرمی باشند را وادار نماید که با حکومت افغانستان وارد گفتگوهای رسمی و سازنده صلح شود. مذاکرات غیررسمی که هیچ کسی مسولیت آن را به عهده نمی گیرد ، نتیجه ندارد البته می تواند مقدمه برای مذاکرات رسمی شود. پاکستان طالبان را وادارنماید که آنها وارد گفتگوهای معنا دار صلح شود و اگر طالبان صلح را قبول ندارند در آن صورت به آن حرف خود عمل نماید که گفته است ما طالبان که می جنگنند آنها را ازخاک پاکستان بیرون می کنیم اینها خواست افغانستان می باشد برای رسیدن به صلح باید اقدامات عملی صورت بگیرد نقش پاکستان برای صلح و تاثیرگذاری چین روی پاکستان ، هرکدام اهمیت زیادی برای صلح افغانستان دارد.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo