X
تبلیغات
رایتل

نگاه درونی و بیرونی -17-

1395/04/09 ساعت 12:42 ب.ظ

نگاه درونی و بیرونی -17-


،مرکب، بخت خویش را چپه سوار می شود


مرکب بخت همان صلح و ثبات و امنیت زندگی هست که طالبان آن را چپه نعل کرده اند و اما انتظار می رفت که مهندس حکمتیار سر عقل آمده باشد و گفتگوهای صلح را مرکب بخت خود گرفته و آن را بثمر برساند اما امروز جریده شهادت ارگان رسمی حزب حکمتیار مطلبی را منتشر کرده که جناب انجنیر گفته که با حکومت وحدت ملی توافقنامه را امضا نمی کند و با دولت اسلامی افغانستان سند را امضا می کند. جالب است مذاکره با حکومت وحدت ملی و لی امضا بادولت اسلامی. من نام آن را گذاشته ام، چپه سواری مرکب، و اما شما چه نام می گذارید؟

مجموعه تلاشها و گفتگوهای صلح با انجنیر حکمتیار زمانی نسبتا طولانی دارد. یادم هست هفت سال پیش از امروز اولین هیات صاح از سوی انجنیر حکمتیار وارد کابل شد و رییس هیات جناب انجنیر قطب الدین هلال بود ما با ایشا صحبت داشتیم و از پیشنهاد صلح و هیات انجنیر صاحب استقبال کردیم اما مذاکرات به دلیل طرحهای ارمانی و رویایی مهندس حکمتیار به بن بست اصابت کرد و در سالهای اخیر و در زمان حکومت وحدت ملی ابعاد گفتگو با هیات اعزامی حکمتیار جدی شد و چیزی در حدود سه ماه مذاکرات ادامه داشت. شورای عالی صلح این گفتگوهارا پیش می برد و از طرف حکمتیار هم کریم امین ، غیرت بهیر و استاد حکیم و اخیرا فرزند بزرگ انجنیر صاحب حکمتیاروارد کابل شد و حامل نامه ای ازسوی حکمتیار بود. و اما در نشریات رسمی حزب اسلامی مثل جریده شهادت مقالاتی منتشر شده است که نشان می دهد که حکمتیار صاحب پشت به صلح کرده و بقول شاعر مرکب بخت خویش را چپه سوار شده است. واقعیت مساله این هست که حکمتیار صاحب احساس خودمانی با نظام و حکومت افعانستان ندارد هنوز اهلی نشده و این نظام برایش بیگانه و تعریف غیریت را دارد و احساس بیگانگی و بیرونی با نظام سیاسی افغانستان را دارد. دلیل این بیگانگی و غیریت واضح است نزدیک به پانزده سال هست که با نظام سیاسی افغانستان جنگ دارد و چندین عملیات خون بار انتحاری داشته و در حال حاضر تعداد زندانی انتحاری و شامل در جنگ در زندانهای افغانستان می باشند که یکی از پیشنهادات در توافقنامه 25 ماده ای همین رهایی زندانیان حزب اسلامی از زندان هست. جنگ، دلیل بیگانگی با حکومت و دولت هست جنگ دال مرکزی دشمنی، خصومت و آشتی نا پذیری با نظام هست. آقای هلال که حالا مشاور رییس جمهور هست به من گفت: که من زمان بسیار مناسبی را برای صلح و آمدن انجنیر صاحب پیشنهاد داشتم که متاسفانه دیدگاه مرا قبول نکرد اگر نه صلح با عزت و سر بلندی تامین شده بود. هلال زمان گفتگو هارا در حال حاضر چندان مناسب نمی داند. طرح 25 فقره ای حاصل گفتگوهای جاری هست اما می بینیم که این طرح را حکمتیار رد کرده است. توافق این گونه بود که این طرح حتا یک "و" آن تغییر نخورد اما حالا شرایطی ازسوی حکمتیار روی آن گذاشته شده که کلیت گفتگوهارا زیر سوال برده و خدشه دار کرده است. جدول زمانی خروج نیروهای بین اللملی، حزب اسلامی همان حزبی هست که ازسوی امیر حزب یعنی انجنیر حکمتیار تایید شود و دو نفر از اعضای حزب وارد کمیسیونهای انتخاباتی و شکایاتی شوند و اینکه اعضای حزب از صدر و ذیل شامل حکومت شوند. این چهار مطالبه نو هست و به هیچ صورت در طرح 25 ماده ای نیست زیرا در کابل به هیات حزب اسلامی گفته شده بود که حتا یک واو آن نباید کم و زیاد شود. انجنیر حکمتیار یادداشتی را می نویسد و به فررندش می دهد که کابل برود. یاد داشت حاوی همان چهار موضوع هست" جدول خروج، دو نفر در کمیسیونها، مرجع معرفی و تایید حزب اسلامی تنها مهندس حکمتیار و اینکه اعضای حزب در صدر و ذیل حکومت شامل باشند" این چهار پیشنهاد فرا گفتمانی مذاکرات صلح در کابل رد شد و تمام منطق و استدلال حکومت همان است که موافقتنامه 25 فقره ای معیار صلح می باشد چیز زاید بر آن قابل قبول نیست. و اما حالا موضع حزب تغییر کرده و این موقف را گرفته است که نه ما با حکومت وحدت ملی توافقنامه را امضا نمی کنیم چون حکومت وحدت ملی ممکن است نباشد. پرسش این هست که این همه مذاکرات و وقت گرفتن و وقت ضایع کردن پس بخاطر چی بود؟ واقعیت مساله این هست که حکمتیار مشکل است که شامل نظام شود زیرا نگاه وی بیرونی هست برخی در صفحات مجازی بشدت به وی حمله کرده از جمله جناب امرالله صالح در یک یاد داشتی حکمتیار را پس از یک عملیات انتحاری این گونه توصیف کرده بود: تمساحی در مرداب پاکستان. نقش و نفوذ پاکستان روی رهبر مقیم کمپ شمشتو و دیدگاه غیر خودی و بیرونی وی با نظام و بی ثباتی و ناپایداری شخصیتی را از جمله دلایل بن بست مذاکرات دانسته اند . من و همکارانم شخصا طرفدار صلح و ثبات در افغانستان هستیم و از آمدن حکمتیار صاحب استقبال کرده ایم و آخرین کاغذ مرتبط به گفتگوهای صلح با حکمتیار را مثبت ارزیابی کردیم و معتقدیم که صلح "مرکب" بخت هست و نباید آن را چپه سوار شد.


بد ذات


واقعیت این هست که بد ذات داریم و بخش عظیم وجود آدمی را بد ذاتی تشکیل می دهد. اما بد ذاتی امر عرضی هست و نه جوهر و گوهر آدمی. برخی به این باور هست خوبی و بدی، لجن و روح خدا، مولفه های ذاتی و تکوینی آفرینش انسان هست. حکیم ناصرخسرو گفته است خدایا! اگر راست گویم فتنه از توست. این متن برای حاشیه خونبار امروز میدان هوایی استانبول هست. اردغان بد رقم با بد ذات رفیق شد و این بد ذات حالا استاد، رفیق و حامی اش را گردن می زند. حافظ و یا سعدی گفته است: سعدیا شیرازیا پندی مده‌‌ بدذات را بد ذات اگر ملا شود گردن زند استاد را. این حرف دقیق هست بد ذات اگر طالب شود و بد ذات اگر داعش شود گردن زند استاد را. این بحث بار علمی و انسان شناسی دارد مبنای این بحث منظردینی گرفته شده است در قر آن خلقت و آفرینش انسان بگونه ای تصویر سازی شده که انسان حامل نفخه و لجن هست این قصه بر می گردد به خلقت و ترکیب ذات انسان که از بدی و خوبی لجن و روح خدا در باره افرینش انسان سخن گفته شده است. اما این نگاه ذاتی و درونی به انسان و ترکیب وی این پرسش را حل نمی تواند که تفاوت بین انسان و حیوان در چیست ؟ آیا وجه مشترکی بین انسان و حیوان وجود دارد و یانه ؟ پرسش بعدی هم این است که عقاب و  ثواب وعده داده شده به چه امری و مرجعی بر می گردد؟.

 برای توضیح مساله باید عرض کنم که انسان با حیوان در قلمرو اصول و حواس پنجگانه مشترک هستند و این حواس مشترک، انسان و حیوان را در امر مختلط داخلی قرار داده است از این منظر فرقی بین انسان و حیوان نیست حواس پنجگانه امور حیاتی را با جهان بیرون تنظیم می کند و انسان حیوان در برابر گرما، سرما، صدا و شامه و ... واکنش متحد نشان می دهند و واکنش یکی هست. برخی اشتباه کرده و گفته است که حیوانات اگر تحت تربیت قرار بگیرد دارای خرد می شود و کارهای خردمندانه را انجام می دهد اما این مساله غلط است که بگوییم پشک عاقل و سگ عاقل و یا دولفین هوشمند. حیوانات پیش از انسان متوجه اموری می شوند که انسان به تنبلی حواس پنجگانه اش متوجه نمی شود در زلزله و سونامی اندونزی و ژاپن حیوانات کمترین تلفات را داشته اند دلیلش هم این هست که آنها با حواس شان وقوع رویداد و خطر را درک کردند و فرار کردند و جاهای امنی را پیداکردند. سگ مثلا از فاصله چندین کیلومتر بو ، را استشمام می کند اما از انسان چنین کاری ساخته نیست و حواس پنجگانه بشدت در انسان تمبل هست. در این قلمرو مشترک نگاه با انسان و حیوان یگانه هست و حواس پنجگانه امر داخلی و مشترک انسان و حیوان هست. اما در مساله نیوکرتیکس ماده خاکستری رنگ سوار بر ساختمان مغز، که منبع تفکر و تعقل و خرد آدمی هست، انسان و حیوان از هم جدا می شود خرد و نیوکرتیکس امر مختص به انسان است انسان عاقل و انسان خرد مند داریم اما سگ عاقل و پیشک خرد مند نداریم و اگر گفته شود غلط هست. در قلمرو خرد نگاه به آن یک امردرونی و ذاتی انسان هست .عقل و خرد  نسبت به حیوان امر بیرونی هست. در این کامنت موضوع بدذاتی انسان را مطرح کردم و اشاره داشتم به انفجار هولناک میدان هوایی استانبول این عمل ریشه در بعد حیوانی دارد انسان خردمند و تابع خرد اقدام به چنین عمل وحشیانه و حیوانی نمی کند عقل برای انسانهای بد ذات نقش کامپتوتر دارد که با قدرت آن درنده گی و سبوعیت خلق می کند مثل اینکه اگر دانش کامپیوتری را روی مغز تمساح سوار نمایید آن وقت تمساح با قدرت دانایی و دانش کامپتوتر شکار خواهد کرد. تروریستها با تدبیر جنایتهای خود را در جهت بد ذاتی و اشباع غرایز حیوانی خود به پیش می برند. اشکالی که به اردغان رییس جمهورترکیه گرفته شده این هست که وی به دلیل بنیاد گرایی، تروریستهای داعش را در قلمروخودی و درونی تعریف کرده و حالا سزا و پاداش بد ذاتی تروریستها رامی بیند. تروریست نسبت دوستی به انسانیت و مدنیت ندارد و برای جامعه متمدن عیب بزرگی هست که با تروریست رفیق و متحد شود و از تروریست حمایت نماید نگاه با این جانوران مطلقا باید بیرونی و غیریت باشد و الا زیانکار خواهیم شد . یادم رفت که اشاره نمایم که عقاب و پاداش بخاطر چیست؟ در یک کلام مرجع پاداش و عذاب اختیار انتخاب و اراده آدمی هست که چه کرده  که پاداش و یا مجازات شود

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo