X
تبلیغات
رایتل

نگاه درونی و بیرونی -۱۸-

1395/04/11 ساعت 11:02 ب.ظ

نگاه درونی و بیرونی -18-


درس بگیریم


حمله به کاروان پولیس و کشتار هولناک، واکنشهای ملی و بین المللی داشت. کشورهای زیادی محکوم کردند. در داخل کشور تراژدی حمله بسیار جانکاه و سنگین هست. نقش ستون پنجم در این جنایت و هماهنگی برای کشتار بزرگتر، هویدا هست.غفلت و سهل انگاری مقامات مرتبط نیز قابل پی گیری است.کادرهای پولیس و ارتش سرمایه ملی و دفاعی ماست درس بگیریم و از سرمایه ملی و دفاعی خود حفاظت نماییم اظهار تاسف چاره ساز نیست بجای آن مدیریت و تدبیر بخاطر سرمایه داشته باشیم.


جنرال شریعتی از نقش نیروهای ویژه ارتش و پولیس تصویری به من ارایه داشت که عمیقا نگاهم را تغییر داد واقعا نیروهای ویژه آموزش دیده بنیاد ترور و تریزم را ازریشه می کنند. این نیروها در عملیات ضربه های هولناکی به تروریزم وارد کرده اند علت اصلی در هم کوبیدن طالبان در قندوز همینها بودند در هر عملیاتی اصلا تلفات نمی دهند و با مهارتهای کم نظیر ضربه های فنی به ماشین ترور وارد می کنند افغانستان باداشتن نیروهای ویژه ، گرانتی، واکسن از خطر تروریزم شده است. حمله به کادرهای پولیس ازسوی استخبارت است و دلیل هم هراس از تبدیل شدن قوتها به فعلیت هست و این سرمایه است و دشمن می خواهد سرمایه ملی و دفاعی مارا نابود کند. تلفات امروز کادرهای پولیس، خسران و ضیاع به اصل سرمایه ماست حکومت این موضوع را جدی بگیرد و ازخسران به سرمایه دفاعی و ملی جلوگیری نماید.

 رویداد خونین کمپنی غرب کابل دقیق بر نامه ریزی شده برای کشتار عظیم تر ازسوی دشمن و استخبارات بیگانه و بیرونی بوده است. این کار غیر ممکن است که بدون هماهنگی و نفوذ ستون پنجم در ساختار امنیتی، کشتار به این دقت و مهارت انجام شود. تحلیل کار شناسان نشان می دهد که چند اشتباه فاحش صورت گرفته است اولین مساله همان عوامل نفوذی و نقش ستون پنجم استخباراتی هست. کشتار از این دست را ساده و تنها عمل مرتبط به طالبان ندانیم. شریعتی درست گفته است که نیروهای ویژه پولیس و ارتش ، سرمایه هستند و دشمن قصد نابودی همین سرمایه را دارد برای ضربه وارد کردن به اصل سرمایه سازماندهی و آتش زدن سرمایه برای شان مهم هست و این کاری هست که دشمن حد اعظم استفاده را کرده است. برخی از زخمیهای پولیس روایت کرده که طالبان از قبل داخل اتوبوسها جابجا شده بود و اگر این روایت که رسانه های کشور نیز به آن اشاره دارند ، صحت داشته باشد، دیگر تردیدی در حضور و نفوذ ستون پنجم در ساختار امنیتی باقی نمی گذارد. دشمن در این امر مهارتهای زیادی دارد. حمله سبز بر آبی و استفاده از بردگان جنسی کودکان که امر تحقیق آن از سوی رییس جمهور صادر شده است و حمل نقل فرمانده طالب ملاظاهر توسط خلیل اندرابی قومندان امنیه میدان وردک و...، علایم و نشانه های از نفوذ ستون پنجم در ساختار امنیتی هست.

 مساله دیگر غفلت وظیفه ای است تحلیلگران امنیتی مثل امرالله صالح و اقای پتنگ بشدت به این غفلت اشاره دارند. آقای صالح خود اشاره به خاطرات خود کرده و گفته است پس از یک رویداد حمله به اتوبوس پولیس در سال۲۰۰۳ متوجه خطر نقل و انتقال کادرهای پولیس با اتوبوس شدم و هر گز اجازه ندادم که این گونه انتقالات انجام شود. اما در رویداد پنج شنبه دیروز کاروان اتوبوس پولیس از میدان شهر در وسط روز با موترهای مشخص از مناطق نا امن منتقل می شوند و این انتقال هیچ تدابیر امنیتی ندارد و این گونه عمل باید باز خواست شود و غفلت آشکار در وظیفه دیده می شود. سخنگوی وزارت داخله وعده داده که تحقیقات همه جانبه جریان دارد. ما وضعیت عادی نداریم و ما، در حال جنگ تمام عیار با تروریست قرار گرفته ایم و با این وضع انتقال صدها کادر اموزش دیده در وسط روز به صورت کاروانی غیر قابل توجیه است. این گونه اعمال و غفلت بی باوری برای مردم ایجاد می کند مگر در شبکه های اجتماعی شاهد واکنش مردم نستیم که چه نوع قضاوت دارد این درست است که دیدگاه کار بران تمام حقیقت و قضاوت نیست اما یک بخش انکار ناپذیر از واقعیت هست کار بران بشدت به مقامات حکومتی و امنیتی انتقاد وارد کرده و بجای گیله از دشمن و از طالب و تروریست ، گیله و شکوه و شکایت از حکومت کرده اند. مردم نگاه و دیدگاه شان به حکومت از باب دلسوزی است مردم نگاه درونی و خودی با حکومت دارند مردم نگاه شان به طالبان نگاه خصمانه و بیرونی هست مردم تروریستها را دشمن نظام و حکومی و مردم می دانند و مردم به همین دلیل به حکومت هشدار می دهند که مواظب دست آوردهای نظام و حکومت باشد و از سرمایه های ملی و دفاعی حفاظت نماید. استخبارات و دشمن عوامل بیرونی و غیر با نظام کمر را بسته اند که سرمایه و هستی مارا به آتش بکشند و رویداد روز پنجشنبه در آتش کشیدن سرمایه مردم و تعرض به مدافعان استقلال و عزت و غرور ما بود. نفوذ امر بیگانه و دشمن در ساختارهای نظام و امنیت و غفلت وظیفه و لاابالیگری سبب جنایت دیروز گفته شده است و حکومت باید در س بگیرد و برای حفاظت از سرمایه های ملی و دفاعی حد اعظم تلاش را داشته باشد.


تیوریسین در کاخ


مقاله بسیار مفصل در باره خصوصیات داکتر محمد اشرف غنی رییس جمهور افغانستان نوشته شده است در این نوشته طولانی موضوعات بسیار گوناگون شرح داده شده است اما جالب ترین بخش آن مقایسه دو رییس جمهور ،حامد کرزی و اشرف غنی، در فصل نوین افغانستان است اگر فرصت یافتم آن را به فارسی بر می گردانم اما حالا برداشت و دیدگاه ازاد خود را شرح می دهم سعی کرده ام که  برداشت مطابق با محتوای مقاله باشد اما این امکان وجود دارد که در مواردی همخوانی نباشد که در این صورت آن نکات بر می گردد به برداشت ها و حب بغض ، شخص خودم . بهر صورت خواندن این متن برای ما مفید هست زیرا خوب است که بدانیم رهبران ما چه چهره ها و شخصیتها می باشند. جورج تهیه کننده این مقاله وقتی زیادی برای این نوشته گذاشته و سعی کرده یک تصویری از وضعیت افغانستان و از شخص رییس جمهور و مقایسه رفتاری کرزی و غنی و سیاست مداران و نخبگان سیاسی و تمایلات سیاسی آنها را که بر پایه چه انگیزه های استوار شده است را تبیین نماید. در یک مورد صحبت از انور الحق احدی شده است که وی در حکومت رییس کرزی سمتهای مهمی در بانک مرکزی وزارت مالیه داشت و در تیم تحول و تدام اشرف غنی در زمان انتخابات برای گرفتن مقامی در حکومت دل بسته بود نویسنده بصورت واضحی اشاره دارد که انو الحق احدی می خواست و زیر خارجه حکومت وحدت ملی باشد اما این کار نشده است. پس برداشت می توان کرد که حالا انور الحق تبدیل به مخالف و اپوزیسیون حکومت شده و چنین دلیلی هم داشته است. می شود این نتیجه را گرفت که دلیل و انگیزه برای این سیاست مدار توقع بر آورده نشده وی باشد و حالا جبهه ملی نوین تشکیل داده و خواهان بر چیده شدن حکومت وحدت ملی از طریق انتخابات زود هنگام می باشد. در مقاله تیوریسین در کاخ در جای دیگر می خوانیم که داوود زی در زمان کرزی حامل دریافت خلیطه های پر از پولهای خارجی در ارگ بوده است و حالا این مقام حکومت پیشین مخالف سرسخت و جدی حکومت وحدت ملی می باشد و موضع شبیه انورالحق احدی را در پیش گرفته است. در این نوشته اشاراتی به مساله فروپاشی حکومت شده است مثلا احتمال کودتای نظامی توسط نخبگان سیاسی را داده و یا اعتراضات گسترده مدنی علت فروپاشی شود که اشاره به تظاهرات ۲۰ عقرب شده که  سربریدن هفت مسافر از ملیت هزاره دلیل اعتراضات گسترده در اطراف کاخ ریاست جمهوری شد. و یک نوع دیگری از فروپاشی را هم می توان استنباط کرد گرچه جورج به آن اشاره نکرده و لی در بحث فروپاشی می توان یک گزینه باشد که نخبگان سیاسی دنبال آن بر آمده اند و آن بر گزاری لویه جرگه عنعنوی و یا انتخابات زود هنگام است که نتیجه آن بر داشتن حکومت وحدت ملی و تشکیل اداره موقت می باشد.

 در نوشته به خصوصیات فردی و تفاوتهای رفتاری دو رییس جمهور اشاره شده است که بسیار متفاوت و جالب هست نویسنده می گوید : که رییس جمهوری کرزی در ارگ همیشه جلسات با بزرگان قومی داشت و ساعتها با مراجعین صحبت می کرد و هرکسی به تناسب و جایگاه که داشت دست خالی بیرون نمی شد و خوش خندان از صحبت با حامد کرزی و بر اورده شدن خواسته های شان می رفتند اما رییس جمهور غنی این چنین نیست وی به ندرت چنین جلساتی را در ارگ دایر می کند و در صحبتها کم تر خوش پیش دارد و از وعده و عید و بر آورده شدن خواسته های افراد چندان خبری نیست و در یک مورد به پانزده دقیقه وقت برای امیر اسماعیل خان اشاره شده که رییس جمهور می گوید همین مقدار وقت برای ایشان کافی هست. رییس جمهور غنی پیش از ساعت پنج صبح بیدار می شود و چندین ساعت پرونده ها و پیشنهادات را درموضوعات گوناگون بخصوص امور مرتبط به قرار داد ها را مطالعه می کند و در ملاقات با مقامات داخلی و خارجی مطالعه می کند و می خواند در حالیکه در این نوشته هیچ اشاره ای به چنین مطالعه و بررسی از سوی رییس کرزی نشده است یعنی اینکه رییس کرزی تحقیق و مطالعه ای نداشته است و تقریبا همان نوشته روز نامه های کشور به یک نحوی تایید می شود که رییس جمهور کرزی نا خوانده امضا می کرد. نویسنده اشاره به در امدها و ثروت و سر مایه دو رییس جمهور دارد که رییس جمهور غنی میزان سرمایه و ثروت خودرا ثبت کرده است که چیزی در حدود چهارمیلیون دالر می شود اما از میزان سرمایه و ثروت رییس جمهور کرزی به این صورت گپ می زند که میلیونها و میلیونها دالر درامد و جود داشته است و اشاره به خلیطه های دریافتی رییس دفتر شان هم کرده است.در این بخش خواننده این نتیجه را می گیرد که در امر مالی غنی ثروت و سرمایه شفافی دارد اما از رییس کرزی با طرح میلیونها و میلیونها دالر رقم و میزان سرمایه گم است. نویسنده وقتی از سیمای شهر کابل سخن می گوید تصریح می کند کاخهای آباد شده مقامات حکومت کرزی با پولهای دزدیده شده خارجیها هست. خوب اینها تفاوتهای مهم میان دو رییس حکومت درافغانستان هست یکی اهل مطالعه  است که کتاب، برپای نظامهای شکست خورده، را نوشته است و دیگری بدون مطالعه و نا خوانده امضامی کند یکی کم ترین وقت خودرا بامراجعین می گذراند اما دیگری ارگ را پر از ریش سفیدها متنفذین و زور مندان ساخته سفره و دستر خوان پهن و ساعتها گفتگو و بخند ادامه دارد و کم تر کسی با دست خالی بیرون می شود. یکی از شفافیت و ثبت دارای خود را مشخص می کند اما دیگری تنها با میلیونها و میلیونها دالر گنگ و گم، ثروت و داراییش تعریف می شود و مقامات حکومت شان کاخهای عظیم با پولهای دزدیده شده آباد کرده اند.

رییس جمهورغنی همراه با همکارش که در بانک جهانی باهم کار می کرد یک کتاب نوشته است با نام fixing failed States  یعنی بر پای و تثبیت حکومتهای شکست خورده. این کتاب که حاصل کار مشترک لوک هیرت و غنی هست در واقع یک نقشه راه برای برپای و تثبیت حکومتهای ناکام هست. مشاوران خارجی رییس جمهور غنی می گویند که وی سیاست مدار خوبی است ولی رویایی و خیال پرداز است و صحبت از اموری دارد که سی سال بعد باید عملی و دیده شود و این توقعات را بالا می برد که موضوعات چندین سال بعد را بالفعل سازی نماییم. در این نوشته ازتیوری و نقشه راه که در کتاب ، برپای حکومتهای ناکام، روی آن تاکید شده ،  زیاد صحبت شده است و اشکال کار رییس جمهور غنی باید این باشد که سیاست مدار ریالیست واقعگرا نیست و دید گاه وی تیوری و نظریه پردازی هست ک نتیجه اش این می شود که سطح توقعات را بالا ببرد و در عمل کمتر شاهد تطبیق و عملیاتی شدن تیوریها باشیم. فکر می کنم بر داشت من از عنوان مقاله درست باشد که گفته ام : تیوریسین در کاخ. جورج در مقاله خود به سابقه تحصیلاتی رییس غنی اشاره دارد و رییس جمهور ۶۷ ساله افغانستان را فارغ التحصیل در رشته انسان شناسی از دانشگاه کلومبیا امریکا معرفی می کند و می گوید که قبلش محصل دانشگاه آمریکایی در لبنان بوده است و در سال۱۹۷۳ همراه رولا سعده آشنا و عاشق می شود و این عشق به ثمر می نشیند و سر انجام غنی و رولا با موافقت والدین ازدواج می کنند. نویسنده اشاراتی به نقش وی در کنفرانس بن آلمان می کند. در ۲۰۰۱ کنفرانس بین المللی بن برای حل بحران افغانستان تشکیل شد و من در این کنفرانس عضو اصلی نشست بودم و در همانجا با رییس غنی آشنا شدم وی مشاور لخضر ابراهیمی نماینده ویژه ملل متحد در امور افغانستان بود در آن زمان یکی دو مورد باهم صحبت کردیم داکتر غنی گفت در علوم اسلامی مطالعه زیادی کرده و از چند کتاب و از صحاح سته  نام گرفت که آنها را خوانده وی ازخاطراتش از سفر به ایران نقل کرد و گفت فرزندان مهاجر در ایران درس خوانده و آینده خوبی خواهند داشت. من پرسیدم که شما در نشست و جلسات هیچ اظهار نظر نمی کنید و چرا؟ داکتر غنی گفت که اجازه ندارم و حالا حرف مارا آقای ابراهیمی می زند. لخضر ابراهیمی دوست خوب برای اشرف غنی بود در مقاله نوشته شده است که  لخضر ابرهیمی در مورد ایشان با کرزی صحبت کرده است.داکتر اشرف غنی در حکومت کرزی سمتهای مهمی داشت وزیر مالیه بود و مسوول با صلاحیت پروسه انتقال نیروهای بین المللی و مدتی هم رییس پهنتون کابل و.. نویسنده در مورد خصوصیات و مواصفات فردی داکتر غنی نوشته است که بی ملاحظه و بد برخورد است و کمتر دوست در حکومت کرزی همراه خود داشت و بامارشال  فهیم مناقشات لفظی داشت و به همین دلیل نقل است که لخضر ابراهیمی برایش گفته بود که در سه سال یک نفر دوست هم برای خود در کابل پیدا نکردی. غنی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸ شرکت کرد و رای نیاورد امادر انتخابات دور دوم با رقیب سر سخت داکتر عبدالله به پیکار انتخاباتی پر داخت در دوراول باکسب ۳۱ درصد ارای نسبت به داکتر عبدالله که ۴۵ در صد ارا را بدست آورده بود، پس ماند اما انتخابات  ریاست جمهوری به دور دوم کشانده شد. نویسنده  مقاله معتقد هست که بحران انتخابات ریاست جمهوری در دور دوم در حدی بالا گرفت که داکترعبدالله نزدیک بود که دولت موازی اعلام نماید دلیل مساله هم این بودکه تقلبات گسترده توسط حکومت کرزی  سازماندهی شد از نظر داکتر عبد الله عامل اصلی تقلبات حکومت کرزی و کمیسیونهای دست نشانده است.. جورج معتقد است که این میان جگری و وساطت آمریکا بود که افغانستان از یک بحران عظیم نجات پیدا کند. حکومت وحدت ملی حکومت نجات از بحران هست. برداشت من از خواندن این مقاله این هست که نویسنده سعی کرده نگاه دوستانه و خودی با داکتر اشرف غنی داشته باشد و مواصفات وی از رییس جمهور غنی فربه و سنگین نسبت به رییس کرزی دیده می شود و در این نوشته نگاه به کرزی دوستانه و درونی نیست و چندان توصیفی در هیچ ساحتی از کرزی ندارد. اما علیرغم این مقایسه باز هم رییس جمهور غنی در امان نیست جورج وی را در این مقاله یک سیاست مدار آرمانگرا و غیر ریالیست توصیف کرده که با واقعیتها سرو کار ندارد از منظر نویسنده ریس غنی یک تیوریسین و نظریه انداز در کاخ هست و این برای سیاست مدار تعریفی نیست. بهر صورت خارجیها در هر صورت و حالت همان نگاه غیرت و غیر خودی را دارند و لی مقاله وارد بحثهای خوبی شده است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo