X
تبلیغات
رایتل

بخش 10

1395/09/13 ساعت 10:18 ب.ظ


رسوایی -165-

ماموران سفارت ترکیه به دفتر رادیو و تلویزیون آمدند و این گونه خواهش کردند که تنها می خواهند با من گپ بزنند. پس از احوال پرسی و خوش آمد گوی شروع کردند به حرف زدن در باره انتخابات و توافقات که با تیم کرزی داشتیم و خیلی خوشحال که با تیم کرزی به توافق رسیدیم و من هم از تلاش شان تشکر کردم و گفتم که شما نقش مهمی داشتید و شبانه روزی تلاش کردید که تا توافقات بین تیم رییس کرزی و ایتلاف وحدت و جنبش بوجود آید. آنها گفتند که ما دوست تان هستیم و هر کاری که بتوانیم انجام می دهیم اما می دانید که ضرورت ندارد که همکاریهای ما رسانه ای و تبلیغاتی شود و دوستان کم تجربه گی کرده اند و در رسانه ها گفته اند که سفارت ترکیه همکاری کرد و موافقتنامه در سفارت ترکیه و دولت ترکیه ضامن اجرای این موافقتنامه می باشد و این حرفها را بچه های شما گفته اند و این درست نبود و اشتباه و بعد گفت دیگر این کارها نشود و ما توقع نداریم که شما انواع همکاری ما را رسانه ای و تبلیغاتی نمایید. من چون از داکتر یاسا پرسیده بودم وی می دانیست که سفارت و دولت ترکیه دوست ندارد که نقش و نفوذش بالای ایتلاف ووستم و وحدت رسانه ای شود و من در این نشست چیزی نمی گفتم و تنها سخنان شان راگوش می دادم و می دانستم که اگر توضیح بشتری داشته باشم کاری که کرده بودیم قابل توجیه نبود و من نمی توانستم حرفم را رد نمایم چون گفته بودم که سفارت ترکیه در جریان مذاکرات حضور داشت و اسناد در سفارت شان هست و دولت ترکیه ضامن تطبیق موافقتنامه می باشد. آنها گفتند که شما با دنیای از تجربه چرا این موضوع با طلوع مطرح کردید و بعد از میان بکس شان متن خبر طلوع را بیرون کشید و گفت این هم حرف شما گفتم درست است خوب حالا شده است ولی سعی می کنیم که دیگر تکرار نشود. آنها دو پیشنهاد داشتند یکی اینکه در این روزها مسولین حزب تان در این بخش مصاحبه نداشته باشند و از حضور در مطبوعات پرهیز نمایند و درثانی اگر صحبت می کنند چنین مطالبی را در میان نگذارند و بعد گفتند طرح این گونه مسایل به ضرر خود شما است و نه دولت ترکیه و خلاصه همین شد که گفتم درست است و سعی می کنم در میزها به چنین اموری پرداخته نشود و این بود اعتراض و انتقاد نمایندگان سفارت ترکیه پس از امضای موافقتنامه. وقتیکه استاد محقق و داکتر یاسا از سفر برگشت آنها را در جریان گذاشتم و نتیجه گیری که با آنها داشتم را صحبت کردم و بعد سعی کردم که خودم بشتر در رسانه در این گونه موارد گپ بزنم چون در متن گفتگوها بودم. من البته از همه بشتر در رسانه ها شرکت می کردم اما بگونه ای حرف می زدم که نه سیخ بسوزد و نه کباب. این نوع زبان چند وجهه در سیاست خوب است و آدم را نجات می دهد. البته بحث موضع گیری یک امر جدا گانه است موضع اعلام می شود و شما باید قدرت توجیه و تفسیر موضع و دید گاه تان را داشته باشید. 
کمپین انتخابات کم کم به اوج خود می رسید. تیم داکتر عبدالله با شعار تغییر و امید و با پرچمهای آبی جاذبه های زیادی خلق کرده بود. گفته می شد دو کشور بزرگ اسلامی در منطقه" ایران و ترکیه" هر کدام ترجیحات خاصی خود را درباره نامزدان دارند. ترکیه را که گفتم و اما ایران را نمی دانستم .در وقتیکه ایتلاف حزب وحدت و جنبش با تیم داکتر عبدالله هماهنگ و هم سو بود گاه گاهی ماموران سفارت ایران را در دفتر استاد محقق می دیدم آنها صریح صحبت نمی کردند و خیلی سخت بود که بفهمی که منظور شان چیست و از کدام تیم حمایت می کنند و این سیاست رسمی شان بود اما این تمام گپ نبود و سکه سیاست هیچ گاهی یک روی ندارد سکه سیاست دو رویه است. ایران سعی می کرد که روی دیگر سکه اش را کسی نبیند و گفته می شد که ایران ترجیحاتش تیم تغییر و امید است. ستاد انتخاباتی همه فعال بود و حال قرار شد که با ستاد انتخابات حامد کرزی برویم و رفتیم. مسوول ستاد حاجی دین محمد بود. اولین جلسه را با ایشان داشتیم. در جلسه معصوم استانکزی حضور داشت و و حید عمر سخنگوی رییس جمهور کرزی که حالا سخنگوی ستاد انتخاباتی است و موسی عارفی که از طرف استاد خلیلی معرفی شده بود. عارفی مسول مالی ستاد بود و به قول خودش ریخت پاش می کرد و چندان حساب و کتابی در کار نبود پولهای ستاد های انتخاباتی تماما چنین بود آدمهای که پول در اختیارش قرار داشت تنها وجدان و تقوایش مانع از حیف میل می شد. یک وقت پیش حامد کرزی بودیم و صحبت پول شد وی گفت محمود خان گفته که پول هست و چهل دو میلیون دالر دارد. در ستاد انتخاباتی رییس کرزی من مسول بسیج عمومی شدم و مراجعین زیادی از ولایات براى پول مراجعه می کردند. آقای عارفی یک وقت گفت حاجی آقا شما فقط امضا کنید که در حساب و کتاب نشان داده شود که به امضای کی پول داده شده اما بقیه اش با من. من یادم هست به عنوان مسوول بسیج مردمی از ولایات شمال افغانستان از ولایت هرات و از ولایتهای جنوبی و شرقی و خلاصه از هر جای می آمدند منم براساس صحبت عارفی فقط امضا می کردم اما بقیه اش با وی بود. ستاد انتخابات حامد کرزی بسیار بادست باز خرج می کرد و یک شب در هتل سرینا از سوی کابل بانک چه مهمانی با شکوه و شانداری گرفته شد و ده ها چنین ضیافتهای را ستاد انتخاباتی ما داشت و بعد که کابل بانک با آن مصیبت گرفتار شد همبن بحث پیش آمد که در ستاد انتخاباتی رییس کرزی خرج کرده است. یک روز خبر نگار خارجی از من پرسید که اصولا برنامه حامد کرزی چیست؟ و حرف اصلی نامزد مورد حمایت تان چیست؟ وی اضافه کرد که من با تیم داکتر عبدالله صحبت کرده ام آنها حرف شان تغییر، حرف شان اصلاحات حرف شان ایجاد امید براى مردم است اما شما چه دارید؟ کمی حیران ماندم که چه بگویم چون در ستاد حامد کرزی بحث دیدگاه و موضع گیری کمتر می شد بشتر بحث ما سازماندهی و بسیج مردمی بود. کمی به ذهنم فشار وارد کردم و گفتم حرف اصلی تکمیل و تداوم بر نامه ها و طرح ها گذشته است که در دور اول شروع ولی تکمیل نشده است رییس کرزی در صورت پیروزی در انتخابات کار حکومتش تکمیل و تداوم پالیسی دور اول است. این حرف تکمیل و اکمال پخش شد و من در فردای همان روز رفتم پرسیدم که من تازه وارد تیم شما شده ام و چه بگویم و دیروز از پیش خود استنباط کردم و گفتم که برنامه رییس کرزی در صورت پیروزی تکمیل و اکمال طرحهای گذشته است در همان جلسه به من گفته شد اساسی ترین گپ را پیدا کرده ای و همین شد که تا آخر کمپین حرف من با رسانه همان شعار تکمیل بر نامه های گذشته شد و این خیلی منطقی هم جلوه می کرد. انتخابات با تاخیر بر گزارشد. یعنی در 29 اسد 1388 انتخابات ریاست جمهوری شروع شد و در هنگام انتخابات و بعد از شمارش آراء چه رسواییهای انتخاباتی داشتیم تقلب گسترده و شرم آوری پیش آمد از میان صندوقها حتا چپلک هنگام لغه کردن اوراق که مانده بود بیرون شد. در نمایندگی ملل متحد در کابل اختلافات حیرت انگیزی پیش آمد. بین رییس و معاون ملل متحد گفته می شد جنگ و دعوا روی داده است آقای گالبراید معاون نمایندگی ملل متحد در کابل مسوول همه رسواییهای انتخاباتی تیم مارا می دانست و این مسأله بشدت از سوى تیم ما و شاید هم خود حامد کرزی به نمایندگی ملل متحد گفته شد و اخطار داده شد که این کار مداخله در امر انتخابات و در امور داخلی افغانستان است. رییس نمایندگی ملل متحد گفت ما مداخله نمی کنیم و اظهارات گالبراید نظر شخصی وی است . گالبراید استعفا داد و یا بیرونش کرد نمی دانم ولی این کار صورت گرفت. نتایج اولیه انتخابات نشان می داد که حامد کرزی 54/4 درصد از کل آراء ریخته شده را بدست آورده و برنده انتخابات است اما این شمارش در غش افتاد و آرا از نو شمارش شد و با کشف و بدست آمدن میلیونها رای تقلبی از همه نامزدها بخصوص از تیم انتخاباتی ما، آرای حامد کرزی به زیر پنجاه در صد کشیده شد 49 درصد و این انتخابات در دور اول فاقد برنده اعلام شد و قرار شد که انتخابات به دور دوم برود و این البته حکم قانون است. داکتر عبدالله با اعتراض شدید ازکارکرد کمیسیون مستقل انتخابات در طی یک بیانیه مفصل و تاریخی مسیر انتخابات را از رفتن به دور دوم متوقف کرد و گفت در انتخابات دور دوم با این کمیسبونها شرکت نمی کند و اپوزیسیون حکومت و منتقد آن خواهیم بود و این شد که حامد کرزی در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری به این صورت رییس جمهور افغانستان اعلام شد و 13 سال در افغانستان زمامدار و حاکم بود و این هم دست آوردهای 13 ساله حکومتش که می خوانید..........
------------------------------
پ.ن. حامد کرزی از بن 2001 شش ماه رییس اداره موقت و 18 ماه رییس اداره انتقالی و دو دور رییس جمهور منتخب افغانستان تا سال 1393. یعنی ازسال 2001 تا 2014 . انتخابات 1388 برنده دور اول نداشت و با انصراف داکتر عبدالله حامد کرزی رییس جمهور اعلام شد. تقلب گسترده و حیرت انگیز انتخابات 1388 داشت و این یک رسوای و افتضاح بود. در تیم حامد کرزی شعارهای مشخصی نبود و من از پیش خود حدس زدم که بر نامه حامد کرزی تکمیل و اکمال بر نامه های دور اول است. اختلافات شدید در نمایندگی ملل متحد در کابل و استعفای پترگالبراید معاون دفتر نمایندگی. ستاد انتخاباتی حامد کرزی پول زیاد مصرف می کرد یعنی اینکه داشت. ماموران سفارت ترکیه از اظهارات ما در رساها نا خشنود بودند.


عصر کرزی -166-

اشاره کردم که حامد کرزی از 20 دسامبر 2001 مرغ دولت روی سرش نشست و تا سال 2014 در افغانستان حکومت کرد. ما ایشان را در بن 2001 پیدا کردیم و به وی رای مثبت دادیم که رییس اداره موقت شود که شد و بعد ازشش ماه لوی جرگه 1600 نفری در کابل بر گزار شد و این البته از فیصله های اساسی بن بود که لویه جرگه دایر شود. منطق لویه جرگه این بود که دوره موقت در بن تشکیل و زیر نظر سازمان ملل متحد و یک نوع رنگ خارجی و غیر ملی داشت و لوی جرگه باید بر گزار شود تا حکومت انتقالی رنگ و لعاب ملی و افغانی داشته باشد و به همین خاطر در شش ماهه گی اداره موقت لویه جرگه دایر شد تا دوره انتقالی را برای 18 ماه انتخاب نماید که کرد. رییس کرزی یک رقیب داشت و آن خانم مسعوده جلال نامزد دوره انتقالی بود ولی شکست خورد و رییس کرزی به حیث رییس اداره انتقالی بر گزیده شد دوره انتقالی 18 ماهه با وظایف مشخص آغاز بکار نمود. عمده ترین وظیفه همان تهیه و تدقیق پیش نویس قانون اساسی و بر گزاری لویه جرگه قانون اساسی برای تصویب قانون اساسی نو، بود که این کارها شد و تا حالا دو لویه جرگه دایر شد و حکومت رییس کرزی یکی از غنی ترین دوره ها بلحاظ تدویر لویه جرگه بود. حکومت کرزی بالویه جرگه ها کارش را پیش می برد و براى صلح هم لویه جرگه دایر کرد و 2020 نفر را از سراسر افغانستان جمع و لویه جرگه عنعنوی را بر گزار کرد. بهر صورت در دور اول انتخابات ریاست جمهوری درسال 1383 با سه رقیب عمده خود به رقابت پرداخت. آقایان یونس قانونی، استادحاجی محمد محقق و جنرال دوستم از رقبای انتخاباتی حامد کرزی بودند. یک ووست و تحلیلگر در باره دور اول انتخابات ریاست جمهوری می گفت: نامزد شدن چهار چهره از چهار تبار قومی نشان می دهد که در افغانستان منافع شخصی مقدم بر اصول و معیارهای عدالت و حقوق شهرو ندی و محرومیت زدایی است وی استدلال می کرد که نامزد شدن سه چهره از سه قوم مدعی محرومیت و ستم و ضد تبعیض چه معنا دارد. وی می گفت در طرح شعارها، صداقتی در کار نیست و اگر باور مندی وجود می داشت اگرمحرومیت زدایی و ستم تاریخی راست می بود باید در برابر حامد کرزی سه قوم باید یک نامزد می داشتند و پیروز می شدند. حامد کرزی هر سه را شکست داد و رییس جمهور افغانستان شد و در دور دوم انتخابات در 29 اسد سال 1388 باز هم حامد کرزی با یک شیوه دیگری رییس جمهور افغانستان شد. افتضاح تقلب و رسوای از شاخصه های اصلی این دوره از انتخابات بود و همه این رویدادها در زمان حکومت حامد کرزی رخ داد. مدیریت بد انتخابات و نهادینه شدن تقلب و رسوایی لکه سیاه و دلیل حکومت داری بد این دوره ها است. پترگالبرایت معاون ملل متحد در کابل شدید ترین اعتراضات را نسبت به مدیریت انتخاباتی زمان کرزی داشت وی می گفت به اسناد دست یافته است که ماموران و اعضای تیم و دست اندرکاران حکومت حامد کرزی دست به دست هم داده و میلیونها رای تقلبی را داخل صندوق انداخته اند. حامد کرزی با باز شماری آراء ، رای لازم را به دست نیاورد اما با کنار رفتن رقیبش داکتر عبد الله از عرصه انتخابات ، حامد کرزی رییس جمهور شد.
در عرصه حکومت داری 13 ساله، حکومت کرزی چالشهای عمده داشت و به تعهدات که با تیمهای انتخاباتی داشت و اسنادی که امضا شد عمل نکرد و متحدان حامدکرزی و به صورت مشخص ایتلاف حزب وحدت و جنبش در صف منتقدان حکومت کرزی قرار گرفت. معضل کوچیهارا حل نکرد و هر سال جنگ بین کوچی و ده نشین ادامه بافت و فرمانهای بدون پشتوانه اجرایی درد را دوا نکرد. فساد در اج خود رسید و در طی 13 سال گذشته از حکومت و عصر زمان کرزی ، افغانستان در خط مقدم کشورهای فاسد دنیا اعلام شد و در هرسال افغانستان کشور فاسد شماره 2 و شماره سه اعلام می شد و این رسوایی، بی اعتباری و بی آبرویی بین المللی را همراه خود داشت. کابل بانک یک نماد شاخص از مدیریت بد در دل نظام کرزی را نشان داد. وزرای زمان کرزی اکثرا دوسیه های فساد شان با ذکر نام و نشان در رسانه ها اعلام می شد. وزیر مالیه وزیر معارف وزیر حج اوقاف وزیر شهر سازی و زیر ترانسپورت و.. برسر زبانها افتاد که وزارت خانه های فاسد حکومت کرزی است. پارلمان و قوه قضاییه هم از فساد بی نصیب نماند و برچسپ فساد بر پیشانی هر وکیل و هر قاضی زده شد و این بسیار بد و زشت بود و هست که خانه ملت متهم به فساد و بی اعتبار شود و این امور در زمان حکومت رییس کرزی پیش آمد و این ها از مظاهر حکومت داری بد است. البته رییس کرزی خود معترف به وجود فساد بود اما می گفت خارجیها در فساد دست دارند. این حرف درست است که خارجیها در فساد دست داشتند و حالا هم باید داشته باشند و اما بحث از دستگاه اداری خود حکومت و رییس حکومت است که چگونه اداره داشته است که خارجی و داخلی دست به فساد می زد و گفته می شود که سالانه بین دو تا سه میلیارد دالر در افغانستان رشوه تبادله می شده است. در عرصه امنیت و حفظ جان و مال مردم نمره حکومت حامد کرزی خوب نیست. مردم دشواترین و سخت ترین روزها را گذراند و امنیتی در کار نبود. هر سال اعلام می شد که بالای نود در صد جان مردم بیگناه در جنگ گرفته شده است و این ثابت ترین آمار از کشتار مردم در سالهای حکومت رییس کرزی بوده است. رییس کرزی سیاست عجیب و غریب را در پیش گرفت و تروریستهارا برادر ناراضی نام گذاشت در حالیکه مشاور امنیت ملی و وزیر خارجه ایشان آقای اسپنتا طالبان را قاتل ملت لقب داد این سر در گمی قابل توجیه نبود. در 13 حکومت رییس کرزی امنیت روز بروز بد تر می شد. در همین مورد هم ایشان خارجیها را متهم می کرد که در نا امنی دست دارد. یک روز در ارگ مهمان ایشان بودیم. کرزی رو به استاد محقق گفت خبر های عجیبی را می شنوم نیروهای امنیتی خبر می دهند که پروازهای مشکوکی در شمال صورت می گیرد و افراد طالب را در جاهای جابجا می کنند ایشان می گفت این طیاره از ما نیست و دیگر اینکه فضای افغانستان در اختیار ما نیست و این پروازها مشکوک است و شاید برای جاهای دیگر پروگرام داشته باشند. در امر کنترل مواد مخدر و محو کشت کوکنار هم حکومت کرزی در 13 سال گذشته ناکام ماند هر سال کشت تریاک وسعت می گرفت و هرسال تولید مواد مخدر و قاچاق آن و هرسال تولید و پروسیس تریاک به هرویین ابعاد گسترده پیدا می کرد و بار ها شنیدیم که افغانستان بالای نود در صد تریاک و مواد مخدر دنیارا تولید می کند و گفته می شد مافیای بین الملل در کشت و تولید مواد مخدر نقش اساسی دارد. رییس کرزی در این مورد هم بارها صحبت کرد و عقیده داشت که در قضیه مواد مخدر خارجیها دست دارند. استدلال رییس جمهور کرزی این گونه بود که درهر جای که نیروهای خارجی حضور دارند در همانجا کشت تریاک داریم و در ولایات که نیروی دولتی افغانستان باشند در آنجا تریاک نداریم و این نوع استدلال یعنی اینکه باز خارجی در تولید تریاک دست دارند. در عصر کرزی پدیده اعتیاد و ابتلا به تریاک و اعتیاد و هرویین بشتر و بشتر شد. هیچ گونه اقداماتی برای در مان و کنترل معتادان نداشت حضور گسترده و وحشتناک معتادان در کنار آبهای گندیده در یای کابل سیمای شهر را سیاه و تباه کرد و این بی حرمتی به انسان شمرده می شد. کودکان خیابانی و شبکه های تگدی و گدایی گری، چهره شهر کابل را در کنار جاده ها و سرکهای ویران شده را، مشبوه و کره نشان می داد. از این بلیات که بگذریم عصر کرزی برای صلح هم عصر ناکام است. از سال 2005 به بعد کم کم بحث صلح با طالبان مطرح می شد و در سالهای پس از انتخابات دور دوم ریاست جمهوری گفتگو های صلح شدت بشتری داست . حکومت کرزی استراتژی مشخصی نداشت که چه کند گاهی با حکومت پاکستان بی نهایت گرم می گرفت و گاهی بی نهایت سرد. استاد محقق به نقل از کرزی می گفت ایشان این عقیده را دارد که با پاکستان باید کنار آمد و صلح افغانستان در دست پاکستان است و پاکستان جمعیت زیادی دارد پاکستان قدرت اتمی منطقه است و این هماهنگی در حالی و در زمان صدارت گیلانی مطرح می شد که گیلانی نیز روابطش با آمریکا شکر آب شده بود. استاد محقق می گفت با رییس گفتیم روابط خود را با غرب خراب نکنید. غرب وقتی که مایوس و سر خورده شود در آن صورت دوسیه افغانستان را در اختیار پاکستان می گذارد و آن وقت قضیه پیچیده و دشوار خواهد شد و زمانی هم روابط حکومت کرزی در مساله صلح به تیره گی می گرایید و درسالهای 2009 و سالهای بعد به صورت مجزای با طالبان کانال زد و ملاغنی برادر را پیداکرد. ملا برادر مرد شماره 2 در شورای کویته و...
----------------------------------------
ملاغنی برادر از قبیله پوپلزی نفر شماره 2 طالبان در نیمه دوم سال 2009 با استخبارات افغانستان وارد گفتگوهای صلح شد و استخبارات پاکستان وی را دستگیر و بشدت شکنجه و تنبیه کرد. عصر کرزی در ساحتهای های صلح، امنیت، مبارزه با فساد، اعتیاد و تولید مواد مخدر، کوچیها و متحدین، و در سیاست داخلی و خارجی و... ناکام بود.



باز هم کشمکش - 167-

صحبت از عصر حاکمیت 13 ساله کرزی است. تا حالا نوشته ام که ایشان حکومت موفق و خوب نداشته است. البته خود رییس کرزی بدیهارا قبول دارد اما می گوید که در این بدیها و ناکامیها خارجیها نقش داشته است. در مناظره با طلوع در باره سوال که داشتم و ایشان با حساسیت هم برخورد داشت و گفت که خارجیها نمی خواستند در افغانستان صلح بوجود آید خارجیها نمی خواستند که کارهای زیر بنایی انجام شود بله تنها در مورد سرکها علاقمندی داشتند و آنهم بخاطر رفت آمد وسایل خود شان در دیگر عرصه ها خارجیها هم کاری نداشتند و در فسادهم آنها دست داشتند. مقامات دولتی و اقارب آنها و قرار دادیهای خارجی با هم فساد می کردند و حتا گفت در فساد کابل بانک هم آنها دست داشتند.در مواد مخدر و در تشدید جنگ و جابجای جنگ جویان نقش داشتند. یکی از کارهای که نباید می شد ولی شد و آن ضدیت و مخالفت با آمریکا در باره عملیات جنگی بود. فرماندهان ناتو و آمریکا این گونه جنگ را پیش می برد که عملیات شبانه داشته باشند و در عملیات شبانه خسارات زیادی به تروریستها وارد کردند و تعداد زیادی در عملیات شبانه دستگیر شدند و به زندان ها بخصوص بگرام منتقل شدند. اما رییس کرزی اولین موضع گیری را علیه آنها در دور دوم و پس از انتخابات راه انداخت و گفت که هرگز با عملیات شبانه خارجیها موافق نستند و استدلال های که طرف داران حکومت در رسانه ها مطرح می کردند بی حرمتی به ناموس و زنان می شد ولی این حرف تایید نشده است که بی حرمتی شده باشد اما در جامعه افغانستان خطرناک ترین حرف برای تحریک احساسات مسئله ناموسی است و کسی جراات هم ندارد که این قضیه را تکذیب نماید خارجی کافر است و بی حرمتی به ناموس مردم کرده است و باید عملیات شبانه شان بر چیده و قطع شود که شد و اما پس از این موضع گیری مخالفت رییس کرزی با عملیات روزانه متحدین بین المللی شان شروع شد و به ارتش و نیروهای امنیتی دستور داد که قطعا اجازه ندهید که خارجبها با شما در عملیات روزانه شرکت نمایند. و پس از آن در باره زندانیان در بگرام موضع مخالفت گرفت و گفت که زندانیان بگرام نباید توسط ناتو و ایساف نگهداری شود و باید زندانیان از دست آنها بیرون و به نیروهای امنیتی و زندان افغانستان منتقل شوند. دراین باب جنجالهاى که با متحدانش راه انداخت و سر انجام همان کارهم شد و زندانیان طالب از بگرام رهاشدند. رییس کرزی یک تیم قضایی تعیین کرد و بخش بزرگی از زندانیان را آزاد و تعداد اندکی را به زندان پل چرخی منتقل کردند و بعد هم شنیده شد که همه را از زندان رها کرده اند اعتراضات زیادی شد که رها شده ها سر ازمیدانهای جنگ در آورده اند و گزارشهای زیادی توسط رسانه ها بیرون داده شد که زندانیان رها شده به حکم رییس کرزی در میدانهای جنگ رفته اند. و اما در سیاست خارجی رییس جمهور کرزی کارهای خوبی کرد و آن بستن پیمانهای استراتژیک دو جانبه با بیست کشور آسیایی و اروپایی بود و اولین آن با کشور هندوستان. رییس کرزی جمله معروف خود را پس از امضای پیمان استراتژیک گفت که هند دوست بزرگ و پاکستان برادر دوقلوی افغانستان است. امضای موافقتنامه استراتژیک با دوست، دشمنی با برادر دو قلو نیست و همین گونه با اکثر ممالک اروپای غربی پیمان استراتژیک را بست و یکی از پیمانها با ایالات متحده آمریکا بود که این درمورد رییس کرزی لویه جرگه عنعنوی دایر و پیمان اسراتژیک در ده ها ماده را جرگه تایید کرد و امضا شد اما این پیمان یک ضمیمه داشت بنام پیمان امنیتی و اما رییس کرزی تقریبا نزدیک به دو سال در مقابل پیمان امنیتی با آمریکا مقابله کرد و گفت که امضا نمی کند و بعد گفت که لویه جرگه دایر شود. رییس جمهور کرزی در این مورد هم لویه جرگه را فراخواند و جرگه تایید کرد که امضای پیمان امنیتی به نفع افغانستان است اما رییس کرزی بازهم امضاء نکرد تا اینکه حکومت وحدت ملی در سال 2015 آن را امضاء کرد. در سال 2014 رویداد مهم دیگر این بود که نیروهای بین المللی عمدتا افغانستان را ترک کردند که جدول زمانی بر اساس نشست لیسبون در پرتقال فکر می کنم در سال 2011 تنظیم شد. در سال 2014 بخش بزرگی نیروهای ناتو و آمریکا افغانستان را ترک کردند و انتقال امور امنیتی در پنج مرحله فکر کنم عملی شد و از سوی افغانستان داکتر اشرف غنی احمدزی مسوول انتقال امور امنیتی از نیروهای خارجی تعیین شد و تنها 9500 سر باز آمریکایی در افغانستان باقی ماند و تعداد هم از سایر کشورهای عضو ناتو و ایساف. گفتم در سیاست خارجی امضای اسناد استراتژیک با متحدان به نفع افغانستان تعبیر شد و خوب بود و امام مخالفت با سند همکارهای امنیتی اساس منطقی نداشت چون پیمان استراتژیک را رییس کرزی و اوباما امضاء کردند و سند همکاریهای امنیتی را لویه جرگه تایید کرد ولی کرزی آن را امضاء نکرد و همه می گفتند که منطق رد قابل درک نیست و مسئله شخصی است. در مورد گفتگو با پاکستان هم روابط با این کشور بسیار پیچیده و مبهم و غیر قابل درک و غیر شفاف بود. رییس کرزی 19 مسافرت به پاکستان داشت و در بیش از 12 سفر خود تنها یک موضوع داشت و آن رهایی ملاغنی برادر از زندان پاکستان بود همه می گفتند که دلیل این همه پافشاری تنها یک چیز است و آن اینکه ملا برادر از قوم کرزی و پوپلزی است. مذاکراتش باطالبان در هاله از ابهام قرار داشت مذاکره در تاریکی مذاکره با کسیکه که اصلا نمی شناخت و مذاکره بادکان دار. گفتگو با تروریست که استاد ربانی رییس شورای عالی صلح را ترور کرد. و در عرصه های ایجاد شغل و کار و کار خانه و زیر ساختها کاری صورت نگرفت . این مجموعه ها و نمونه های کوچک از ده ها انتقاد در باره عصر و حاکمیت کرزی هست و اما کارهای خوبی که صورت گرفته است یکی فضای باز سیاسی است و نداشتن زندانی سیاسی و آزادی مطبوعات و رسانه ها و آزادی بیان از جمله خوبیهای عصر کرزی و دست آوردهایش است. بازسازی جاده ها و شفاخانه ها و توجه به امور تعلیم و تربیت و رفتن میلیونها دختر و پسر به مکاتب و دانشگاهها را می توان از دست آوردهای عصر کرزی نام گرفت ولی این موضوع را باز مکاتب خیالی وزیر معارف آقای کرزی سیاه و لکه دار کرد و میلیونها دالر برای مکاتب خیالی. نهاد تحقیقاتی " سیگار" به این موضوع پرداخته و گزارش درد ناکی در باره اختلاس صدها میلیون دالر برای مکاتب خیالی بیرون داده است. همان گونه که اشاره کردم ما به نفع کرزی در انتخابات 1388 شرکت کردیم و اما از بهار 1389 به دلیل هجوم کوچیها در بهسود و حمله بر ده نشینان مخالف و اپوزیسیون شدیم. من در وزارت خارجه بودم و دوستان زیادی انتقار داشتند و موضوع اپوزیسیون بودن ما برای شان قابل درک نبودند. حالا در دوم انتخابات و روی کار آمدن حامد کرزی جابجای در وزادت خارجه پیش آمد. دلیلش این بود که رییس کرزی نمی توانست داکتر اسپنتا را به حیث وزیر در مجلس معرفی نماید زیرا وی توسط پارلمان رد و رییس کرزی سه سال بر خلاف سلب صلاحیت مجلس، داکتر اسپنتا را در وزارت خارجه نگهداشت و مجلس هیچ کاری نتوانست . اسپنتا با زور کرزی در وزارت خارجه بود و با من هم آن ماجراها را داشت و حالا داکتر زلمی رسول که مشاور امنیت ملی بود به وزارت خارجه آمد و اسپنتا رفت در شورای امنیت ملی. بازلمی رسول عین همان گرفتاریها را داشتم ایشان سه مکتوب براى من فرستاد و یک بار هم توسط عبدالمللک قریشی برادر خانم رییس جمهور کرزی که رییس دفتر داکتر زلمی رسول بود، مرا احضار کرد و دلیل اخطارهای مکتوبی و احضار، همان موضع گیری و مصاحبه های مکرر من با رسانه ها و مقالات بود که در روزنامه ها و هفته نامه وحدت چاپ می شد و یک روز در دفتر وزیر خارجه مرا خواست و این چنین با من صحبت کرد......
----------------------------
پ.ن. عبدالمللک قریشی برادر خانم رییس جمهور کرزی و رییس دفتر زلمی رسول. داکتر رسول وزیر خارجه بجای داکتر اسپنتا تعیین شد. در انتخابات سنبله 1388 به نفع حامد کرزی کمپین کردی و رای دادیم و اما در بهار 1389 مخالف حکومت رییس کرزی شدیم و دلیلش هم حمله کوچیها بر ده نشینان. عصرکرزی توام با اشکالات زیادی در سیاست خارجی و در سیاست امنیتی شد.


2 mins

بازهم ایتلاف- 168-

ازوقتیکه ماموریت سفارت تمام شد و وارد کابل و در وزارت خارجه مشاور شدم، جنجال و کشمکش من با وزیران محترم وزارت خارجه آغاز شد. آقای اسپنتا می گفت شما مامور ارشد وزارت و مشاور هستید اما منتقد حکومت و این نمی شود اما من می گفتم که می شود زیرا من مامور ملکی هستم و منع قانونی ندارد که منتقد حکومت باشم و حالا داکتر رسول سه نامه برای من فرستاده و در دفتر خود احضار کرده که چرا منتقد حکومت هستم. دلیل احضار هم جدی بود زیرا در روز نامه حزب و حدت نوشته بودم که وزارت خارجه ما هوایی گز می کند و یا فیر هوایی، نمی دانم یک چنین مضمونی داشتم. وارد دفتر وزیر شدم و رییس دفتر روزنامه را به دقت خط کشی کرده بود یعنی اینکه وزیر خوانده و خط کشی کرده بود. رییس کمی اخمو دیده می شد ولی دید که اخمو بودنش تاثیر روی من ندارد وضعیت تصنعی را تغییر داد و محترمانه چای طلب کرد و بعد شروع کرد به حرف زدن و گفت موضوع و غرض از مزاحمت همین نوشته و مقاله شما است و خیلی تند به سیاست وزارت خارجه حمله کرده اید و زیر از من خواسته است که با شما صحبت نمایم و این نوع انتقاد از یک مامور وزارت و آنهم علیه خود وزارت نادرست است گفتم بله اصل انتقاد بر وزادت خارجه وارد است و من بی جهت انتقاد نکرده ام ولی خوب چون مامور و مشاور وزارت هستم انتقاد من نادرست است منظور همین است. گفت بله دقیقا و بعد گفتم که من انتقادات و اعتراضات خود را ار کل دستگاه حکومت قطع نمی توانم ولی خوب سعی می کنم در باره خود وزارت خارجه رعایت نمایم چون که مامور و مشاور هستم. یک روز آقای خیر خواه همکار و مشاور وزارت خارجه گفت در جلسه امروز هفتگی که شرکت داشتیم و بعد از ختم جلسه وزیر مرا گفت که با شما کار دارم و رفتم که کار شان چیست؟ وزیر گفت کار من همین موضع گیریها و صحبتهای آقای ناطقی در رسانه ها است و شما باهم هستید و به ایشان بگویید که این کارها را نکند. گفتم درست این جنجال و کشمکش را از زمان اسپنتا داشتم و تا حالا ادامه دارد دلیلش هم این است که اپوزیسیون هستیم و بعد گفتم قرار مدار ما با دفتر وزیر این شده است که در باره وزارت خارجه چیزی نگویم و اما منتقد حکومت هستم و این را نمی شود کاری کرد. و همین شد که دیگر علیه وزارت گپ نزنم اما انتقادات خودرا از حکومت داشته باشم. گفتم که کارهای مربوط به وزارت را به خوبی انجام می دادم در بحثها و مصاحبه های وزیر شرکت می کردم و در جلسه هفتگی حضور داشتم و در باره کشورهای عربی و بهار عربی مطلب و مقاله تهیه می کردم و به بخشهای مربوطه می دادم و فکر می کنم در این ساحتها از همه همکاران بشتر فعال بودم. در جلسات پالیسی وزارت شرکت می کردم ولی خیلی کم گپ می زدم یک روز جواد لودین معین سیاسی وزارت خارجه گفت جناب ناطقی صاحب شما خیلی کم اظهار نظر می کنید گفتم گپی براى گفتن نیست گفت نه گپ برای گفتن دارید و هر شب در رسانه ها ظاهر می شوبد و حرف می زنید و انتقاد. خوب همان انتقادهارا در جلسه هم داشته باشید. ما پنج نفر در بورد مشاورین یک جا می رفتیم و یک جا در میز غذا شرکت می کردیم و یکجا بیرون می شدیم یک گروپ سنگین و با عمر های و تیر شده. چند تا از جوانان وزارت خارجه که این نوع رفت آمد منظم و گروهی مارا دیده و خوش شان آمده بودند که گفته بودند که مثل کاهنان معبد آمو شده ایم و این سوژه را از فیلم بسیار معروف حضرت یوسف گرفته بودند و منم خیلی خوشم آمد و کمی بال و پر دادم و آقای خیر خواه را سر دسته گروه گرفته بودم و می گفتم رییس ما هست. البته خیر خواه همراه من در همان زیر زمینی هم اطاق و هم دفتر بود و خیلی شخصیت خوبی دارد و همین گونه جنرال صاحب آصف دلاور و شاه مردان قول و اکمل غنی احمد زی کاکای رییس جمهور و جناب محبوبی و جناب محمد الله افضلی که پس از ختم وظیفه آقای شاه جهان احمدی همراه من در موتر رفت و آمد داشت خیلی صمیمی بودیم. افضلی از هرات برادر بانو افضلی واقعا دوست داشتنی بود و باهم قصه می کردیم و من خاطرات زیادی از شهید افضلی داشتم. بورد مشاورین وزارت خارجه واقعا دوست داشتنی برای من شد و همه شان را دوست داشتم و دارم و فکر کنم بهترین دوستان من در وزارت خارجه بودند.
در بیرون از وزارت هم چنان کارهای خود را پیش می بردم. مرکز گفتگوی ما دفتر تلفزیون بود. رادیو و تلویزیون راه فردا حالا مالک دفتر شد و خیلی خوشحال بودیم و محلی بسیار خوبی برای دید باز دید و تبادل نظر ما . حاجی صاحب جواد رییس رادیو و تلویزیون دلش برای ما تنگ می شد و اگر یکی دو روز نمی رفتیم تلفن می کرد که بیایید و من وقتیکه نزدیک دفتر تلویزیون بودم همیشه بعد از وزارت خارجه در تلویزیون بودم و حالا هم هستم اما کمی خانه دورتر شده است ولی می روم و اصلا دفتر تلویزیون و نشست با دوستان در تلویزیون جز از از زندگی ما شده است و انس عجیب و حیرت انگیزی باهم پبداکرده ایم ما حاجی و رییس عبدالله و همه مامورین تلویزیون را دوست داریم و حاجی هم به همه دوستان احترام دارند و برخورد بسیار خود مانی و دوستانه با همه ما دارد. سه نفر در تلوزیون عجیب باهم گره خوردیم من، علی امیری و حاجی درواقع تبدیل به یک قاعده و مرکز جلسات دوستان شدیم به گونه ای که جلسات بدون حاجی جواد و بدون علی امیری و بدون من سست می شد البته علی امیری دو جای دیگر هم دارد یکی دانشگاه ابن سینا و دیگری به قول خودش باربی کیو ولی جای اصلی همه ما دفتر تلویزین و دفتر حاجی جواد است. البته داکتر صاحب رحیمی پیش از اینکه �



تولد ناقص - 173-

زمستان 1392 آبستن تولد بهار 93 بود. وضعیت زمستان نشان می داد که دو تولد" بهار و سیاست" باید ناقص باشد. در وزارت خارجه در میان درختهای آن راه می رفتیم در ماه دلو درختها شکوفه کرد و علفها رویید. یکی گفت چه زمستان گرمی داریم و من گفتم بد ترین زمستان و گفتم هر فصل باید مواصفات خود را داشته باشد هر گوسفند را پشم و هر مردم را رسم و حالا هر فصل باید خصوصیات خود را داشته باشد و این چه زمستانی است که در اوج سرمای آن درختها شکوفه و علفها روییده و سبز شود. آقای فراهی و یا کسی دیگر بود گفت حرف حکیمانه است که هر فصل باید خصوصیات خود را داشته باشد و حالا فصل برف باران است و نه فصل گل و شکوفه. یکی گفت این شکوفه ها آسیب پذیر است و در یک سرمای ناگهانی همه نابود می شود و خلاصه اینکه زمستان 1392 نشان از تولد بدی بهار و تابستان را داشت و آن ته کشیدن آب در بهار و تابستان و پاییز. در زمستان 92 ایتلافهای سیاسی فرو پاشید و تکتهای نو روی خاکستر ایتلافهای سیاسی گروه 20 و جبهه ملی ساخته شد. در بهار 1393 و در 16 حمل و در اوج باران بهاری روز انتخابات اعلام شد و میلیوها هم وطن زنان و مردان در زیر پلاستیکها ساعتها در صف ایستادند تا به پای صندوقهای رای بروند و به دو پدیده و نماد دموکراسی و مردم سالاری رای دهند. شورای های ولایتی و ریاست جمهوری. صحنه های روز رای دهی حیرت انگیز خارق العاده و بی نظیر در تاریخ افغانستان بود. خبر گزاریهای دنیا از شور و اشتیاق بی نظیر مردم در صف و پای صندوقهای رای خبر عکس و گزارش تهیه می کردند و به دنیا گزارش می دادند. واقعا همه چیز که مربوط به مردم می شد، زیبا بود و همه به امید آینده بهتر به ترس و تروریزم نه گفتند و رفتند که رای شان را به صندوق بریزند و نامزدان مورد نظر شان را انتخاب و بر گزینند. مردم صندوقها را مکانهای امنی برای رای خود می دانستند و فکر می کردند که این صندوقهای، امانت رای و سر مایه سیاسی مردم است و متولیان امر انتخابات به آن خیانت نمی کنند و خیانت در امانت گناه نا بخشودنی است. اما این توقعات براورده نشد و از فرداهای رای گیری و شمارش آراء نشان داده شد که در صندوقها خیانت و به رای و امانت مردم دست برد زده و خوب خیانت هم شده است. خبرهای گیج کننده از تقلب از تزویر در روز انتخابات بیرون داده می شد. در این تقلب کمیسیون انتخابات و شکایات و ماموران آن نقش داشتند و در این تقلب ماموران دولتی و حکومتی دخالت داشتند و در این رسوایی و خیانت نیروهای امنیتی نقش داشتند و خلاصه اینکه هر کس به حمایت از تیم و نامزد مورد نظر خود شان به رای مردم خیانت کرد و به رای مردم به سود نامزد شورای ولایتی و به نفع نامزد ریاست جمهوری دست برد زد و این واقعا جفا در حق مردم بود. مردمی که با تحمل خطر و مرگ و بریده شدن ناخنهای شان به پای صندوق آمدند و برف باران و خطر انفجار و انتحار را نادیده گرفتند اما در حق این مردم متولیان بی رحم و بی انصاف جفا و ظلم کردند. در انتخابات 1388 نیز چنین شد متولیان امور انتخابات و مامورین دولت به حمایت از نامزد مورد نظر شان در صندوقهای رای را با پای شان تخته کردند و در مواردی چپلک تخته گر در میان صندوق مانده بود و در انتخابات 1393 باز هم همان ناجوانمردی را در حق مردم خوب روا داشتیم و این شد که در پایان شمارش آراء به دلیل بی نظمی و تقلب و خلاف نتوانستیم برنده انتخابات ریاست جمهوری را اعلام نماییم. داکتر عبدالله عبدالله باکسب 45 نیم درصد آراء ، اول و داکتر اشرف غنی احمدزی با کسب 31 نیم درصد آراء در جایگاه دوم قرار گرفت و بعدش از میان 7 نامزد هر کدام در جایگاه سوم و چهارم و.. قرار گرفتند. امروز در جای بحث انتخابات را داشتیم و اکثریت این گونه می گفتند ک انتخابات در کشور توسط نیروهای مستتر و پشت پرده رهبری می شود و آنها سناریو از قبل نوشته شده دارند و براساس آن که قاعده منافع شان ایجاب می کند انتخابات را قوانین را دست کاری می کنند. یک منتقد رییس جمهور گفت حالا داکتر غنی در جایگاه دوم قرار گرفته است در حالیکه همین داکتر غنی در انتخابات 1388 کمترین رای را درمیان دیگر نامزدان به دست آورد و حالا چطور شد که در این دوره چنین آراء را به دست می آورد. وی می گفت در انتخابات 88 اکمل غنی کاکای رییس جمهور به من قصه می کرد که رای بشردوست در ولایت لوگر و در میان اقوام احمدزی بشتر از رای داکتر غنی بود و ما با اقوام خود جلسه کردیم و این مسأله را پرسیدیم آنها گفتند که درست است بشر دوست از مردم هزاره و از قوم مانبود ولی خوب آمد و با ما صحبت کرد و گفت که به رای دهید و من این کار هارا برای شما انجام می دهم و گپ وی را فهمیدیم و رفتیم برایش رای دادیم و اما داکتر غنی صاحب هم آمد و با ما صحبت کرد و ما گپای وی را نفهمیدیم که چه می گفت یکی از آنها گفت برای ما از عادل نظام صحبت کرد و ما عادل نظام را نفهمیدبم که چیست و رای ندادیم. در این جمع که در باره انتخابات بحث داشتیم استاد منتقد گفت که البته همه بد بختی بر می گردد به حکومت کرزی. وی در واقع تقلب فساد و بد بختی را نهادینه کرد و همین کمیسونها سوغات حکومت وی می باشد و حالا چه معجزه ای رویداد که در دور اول انتخابات 31 نیم در صد آرا را به دست آورده است و مرتب می گوید که پیروز انتخابات در دور دوم است. سناریو به همبن گونه نوشته شده است که ایشان رییس جمهور باشد و انتخابات به دور دوم برود. چون امکان جمع کردن رای در دور اول برای پیروزی به دلیل تعدد نامزدان ممکن نبود و در دور دوم این کار ساده و آسان و ممکن است. استاد محقق معاون داکتر عبدالله عبدالله با من گفت که ما به ایشان مشوره دادیم که نقشه و پلان است و نمی گذارد که شما در دور دوم برنده انتخابات باشید و گفتیم که باستید و خود را برنده انتخابات اعلام کنید و این برنده گی امکانش هست در صورت که آراء مجددا باز شماری شود اما داکتر قبول نکرد و گفت خیر است به دور دوم می رویم یکی اینکه قانون است و دیگر هم اینکه تعداد از نامزدان و بل اکثر شان طرف ما آمده اند و از تیم ما حمایت می کنند. مثلا استاد سیاف مثلا داکتر زلمی رسول مثلا گل آغا شیرزوی و.. تمام اینها واقعیت داشت و بخش بزرگی از نامزدان دور اول از تیم اصلاحات و همگرایی اعلام حمایت و پستیبانی کردند و عامه مردم و تحلیلگران، شانس برتری و پیروزی داکتر عبدالله را زیاد و قطعی می دانستند اما باز هم پیروز نشد. در دور دوم داکتر غنی 56 در صد و داکتر عبدالله 43 درصد رای آورد. واقعا برای ما حیرت انگیز و جالب بود که دستهای معجزه گر در انتخابات 93 این گونه سر نوشت انتخابات را رقم زد داکتر غنی از 31 در صد آراء در اول به 56 درصد صعود می کند و داکتر عبدالله با ملحق شدن نامزدان مطرح از 45 نیم در صد به 43 در صد پایین می آید و سقوط می کند. انتخابات با توافق هردو تیم 21 روز بعد پس از اعلام نتایج دور اول به دور دوم رفت. انتخابات دور دوم از همان آغاز با چالشها و دست کاریها همراه شد امر خیل رییس دارالانشاء کمیسیون انتخابات در روز روشن هنگام نقل و انتقال مواد در موترها بخاطر تقلب توسط نیروهای امنیتی دستگیر می شود. جنرال ظاهر وی را همراه با محموله های مشکوک دستگیر کرد. انتخابات برگزار شد و در همان روزهای اول شمارش آراء معلوم شد که رای داکترغنی به صورت حیرت انگیزی بالا می رود. ما درستاد داکتر عبدالله عبدالله جلسات فوق العاده داشتیم و کار شناسان امور انتخابات این گونه گزارش می دادند که تقلبات بی نهایت گسترده در انتخابات صورت گرفته است و این کار بدون مداخله و کمک کار شناسان بین المللی امور انتخابات کنترل و مهارکردنش غیر ممکن است و در این مورد باید از سازمان ملل کمک گرفته شود و همین شد که در ماه جوزا 1393 شمارش آراء ازسوی داکتر عبد الله تحریم و خواهان مداخله سازمان ملل متحد در امر شمارش آراء شد. این بحث تخنیکی و پیچیده و توام با صدها مشکل همراه شد و شمارش 8 هزار صندوق و یا 11هزار صندوق به عنوان نمونه و سمپل گیری مورد بحث قرار گرفت و خلاصه اینکه با عجیب ترین جنجال گرفتار شدیم و هیچ کسی نمی توانست سر ازکار دو کمیسیون انتخابات و دستهای پشت پرده در آورد. همه امور بهم ریخته بود و ستاد انتخابات داکتر عبدالله عبدالله به اسناد دست یافت که نشان می داد که رییس دار الانشاء آقای امر خیل به ولایات شرقی دستور می داد که گوسفند ها را چاق بر گردانید. کنایه از این که صندوق های ارسالی را پر کرده و بفرستید و بعد نوار از استاد خلیلی را پخش کرد که ایشان از قبل خبر داشته و در جریان بوده که برنده انتخابات داکتر اشرف غنی است. اینکه ازقبل رییس جمهور تعیین شده باشد این یک تولد ناقص است. انتخابات فلسفه دارد و فلسفه آن انتخابات رییس جمهور بارای شفاف مردم است امری که در انتخابات 1393 فاقد آن بودیم. این بی سابقه و تاریخی است که انتخابات درست یک سال طول بکشد و انتخابات 1393 درست از ماه سنبله 92 13 شروع و در 29 سنبله 1393 با اعلام حکومت وحدت ملی به پایان رسید و حال بحثهای حکومت وحدت ملی و اسناد این حکومت. ...
----------------------------------
پ.ن. انتخابات در افغانستان یک سال طول کشید. از سنبله 1392 بحث انتخابات آغاز و در سنبله 1393 به پایان رسید.امرخیل رییس دار الانشاء کمیسیون متهم به تقلب و رییس کمیسیون و کمیشنرها و کمیسیون سمع شکایات به شدت مورد انتقاد و اتهام قرار گرفت. در دور اول از شمارش آراء داکتر عبدالله 45 نیم در صد آراء و داکتر اشرف غنی 31 نیم در صد آراء مردم را بدست آوردند و در دور دوم داکتر غنی 56 در صد و داکتر عبدالله 43 را بدست آوردند. شمارش آراء توسط کارشناسان ملل متحد و خبرگان مسلکی از هردو تیم آغاز و اما مسئله حل نشد. انتخابات 93 با تقلب های گسترده همراه شد و نتیجه اینکه برای بیرون رفت راه حل و توافقات سیاسی با کمک ملل متحد و وزیر خارجه آمریکا روی دست گرفته شد.



راه نجات -174-

شمارش آراء با مخالفت تیم اصلاحات و همگرایی متوقف شد. داکتر عبدالله از ملل متحد خواهان مداخله و رسیدگی به امر شمارش شفاف آراء شد. نیروهای متخصص و مسلکی ملل متحد وارد بررسی و شمارش آراء شدند.آنها معیارهای برای شمارش آراء وضع کردند همانگونه که اشاره کردم 8 هزار صندوق را به عنوان سمپل و نمونه انتخاب کردند. شمارش آراء در بعد تخنیکی بسیار پیچیده و ار در هم شد کسی نمی توانست بفهمد که چه می شود. بازهم کارشناسان تیم گزارش دادند که تقلب بی نهایت گسترده و پیچیده است و این شمارش و معیارهای بین المللی مشکل تقلبات انتخابات افغانستان را حل نمی تواند و یا اصولا آن معیارها هم خوانی با آنچه در مورد انتخابات افغانستان پیش آمده تطابق و هم خوانی ندارد. معیار براى چیزی وضع شده است و انتخابات ما از نوع دیگر تقلب دارد. در شورای سیاسی و در جمع انبوه اعضای ستاد گفته شد که به مردم مراجعه شود در ماه آخر بهار 1393 گردهمایی عظیم در خیمه لویه جرگه دایر شد مردم بی نهایت خشمگین بودند و با سخنرانی گسترده و توضیحات داکتر عبدالله عبدالله آرام نگرفتند و هواداران تیم اصلاحات و همگرایی خواهان اعلام حکومت موازی شدند و گفتند که به نتیجه نمی رسیم تقلب غیر قابل مهار و کنترل صورت گرفته است و این تقلب سازمان یافته پیچیده دشوار و به نفع تیم تحول و تداوم انجام شده است و هیچ راهی جز کنار کشیدن و اعلام حکومت موازی نیست. در همین تالار عکسهای کرزی را پاره کردند و به زیر انداختند و شعارهای علیه وی داده می شد و کمیسیونها در زمان حکومت وی با حمایت و هدایت کرزی کار می کردند حکومت وی و شخص خودش مبرای و بی طرف گفته نمی شد و جزء ازبحران عظیم انتخابات شناخته شد. داکتر عبدالله از مردم از هوادارانش کمک خواست که با وی همراه باشند و در صورت بن بست و در صورت حل نشدن مشکل به خواست مردم عمل می کند و با مردم خود می باشد و برای چند روزی از مردم مهلت و وقت خواست . تیم اصلاحات چندین شورا در باره انتخابات داشت. شورای بر نامه ریزی که دیگر کارش تمام شد و این شورای منشور انتخاباتی را نوشت. شورای دیگری داشت بنام شورای رهبری که مرکب بود از همه رهبران احزاب سیاسی عضو تیم اصلاحات و همگرایی یک شب در خانه صلاح الدین ربانی مهمان بودیم و جلسه تصمیم گیری در باره انتخابات و پیامدهای آن داشتیم و از آمریکا آقای جان کری وزیر خارجه آمریکا زنگ زد و با داکتر عبدالله در باره انتخابات صحبت کرد و گفت که ما به دقت اوضاع انتخابات را زیر نظر داریم و شما هم همکاری داشته باشید تا نتیجه ای که به نفع مردم افغانستان باشد گرفته شود. ثبات سیاسی و رضایت مردم افغانستان مهم است و همه تا در این جهت کار نمایید مضمون سخنان جان کری همین بود که داکتر عبدالله صحبت کرد. گذشته از شورای رهبری، ستاد انتخاباتی را داشتیم که جلسات عمومی را دایر می کرد و با همه اعضای تیم و هواداران صحبت می کرد و در کنار آن شورای سیاسی و تیم مذاکره کننده را که پس از توافقات سیاسی ایجاد شد را نیز داشتیم. شمارش آرا بجای نمی رسید و هرچه زمان می گذشت وضعیت بدتر و بد تر می شد و آقای مجددی هم اعلام داشت که استخاره کرده و استخاره شان گفته است که رییس جمهور افغانستان اشرف غنی باید باشد و کسی دیگر این کشور را اداره نمی تواند و این مسأله واکنشهای تندی را علبه مجددی در پی داشت. در ستاد انتخاباتی و در شورای رهبری و در شورای سیاسی به این نتیجه می رسیدیم که از طریق شمارش آراء با هر معیار و متدی که باشد به نتیجه نمی رسیم و انتخابات از مسیر اصلی خود بیرون و تقلبات گسترده حق مردم را ضایع کرده است و داکتر عبدالله هم به مردم گفته بود که برایش فرصت دهد و حالا فرصت هم به اتمام می رسید یعنی اینکه دیگر امیدی در شمارش آراء نیست و باید چاره دیگر و اقدام دیگری صورت بگیرد. اقدام از منظر افکار عمومی و فر مانده هان روشن و مشخص بود که در خیمه لویه جرگه اعلام شد و آن اعلان حکومت موازی و رد نتایج انتخابات بود. و اما این راه توام با خطرات و پیامدهای ملی و بین المللی همراه بود در سطح ملی افغانستان با دو حکومت نمی توانست ادامه دهد و این معنایش تجزیه افغانستان می شد و این هزینه را هیچ کسی نمی توانست قبول نماید از سوى دیگر این دو پارچه گی به نفع طالبان و گروهای مسلح و یا مخالفان مسلح تمام می شد و حکومت کابل سقوط می کرد و با یک هرج مرج و بحران خطرناک رو برو بودیم. جامعه جهانی و آمریکا هم نمی گذاشت که دو حکومت اعلام شود و این کار تمامی دست آوردهای 13 ساله را بر باد فنا می داد و افغانستان با یک بی ثباتی مطلق و آشوب و جنگ روبرو می شد و این به نفع مردم نبود و جامعه جهانی سخت دچار مشل می شد. آنها نمی توانستند به مردمان خود جواب دهند که حاصل کارشان در 13 سال همین شد. و به این دلایل و ده ها دلیل دیگر سازمان ملل متحد در کابل و نماینده آن آقای یان کوبیش به شدت تلاش کرد که با همکاری و مداخله آمریکا و آقای جان کری یک راه حل برای خروج از بحران را پیدا نماید. من به یا دارم که آقای یان کوبیش روزانه تا چهار بار هم در خانه داکتر عبدالله عبدالله می آمد و به همین ترتیب سفیر آمریکا آقای کونینگهام و سفیر انگلیس آقای جرج و دیگر سفرای کشورهای غربی. فکر کنم گزارشهای قرمز و فوق محرم شان آمریکا و غرب را وادار کرد که مستقیما وارد قضیه و بحران انتخاباتی شوند و یک راه حل برای خروج از بحران پیدا نمایند. تیم ما دیگر در فکر شمارش آراء نبودیم گرچه تیمهای مسلکی ما هر روز در محل شمارش آراء می رفتند و نتایج کار شان را می آوردند و اما هر بار مایوس تر از روز قبل. حال نوبت قدرت و مهارت دیپلماسی آمریکا و انگلیس بخصوص آقای جان کری فرارسیده بود. کری واقعا دیپلمات ورزیده و با مهارت و فوق العاده است. وی فکر کنم همراه یک تیم کار شناس در 18 سرطان 1393 وارد کابل شد و مذاکرات گسترده ای را با دو طرف انتخابات راه انداخت. صحبتهای وی بی نهایت جدی بود و به این نتیجه دست یافته بود که اگر قضیه را حل نکند همه چیز را باخته است و همه بافته های 13 ساله پنبه شده است. من در مذاکرات نبودم و اعضای حاضر در نشستها و جلسات و تپیش و تلاش بیش از حد جان کری را حکایت می کردند که صحبت از یک نگرانی عمیق را داشت.داکتر عبدالله عبدالله میزان حساسیت و توجه وی را شرح می داد و همین گونه استاد محقق با من می گفت واقعا شاهد تلاش و کوشش حیرت انگیز وی بودیم. جان کری حتا از معلولان جنگ افغانستان را هم با خود آورده بود که اینها در خاک شما و در سرزمین شما معلول شده اند و شما با ید به توافق و راه حل دست پیدا نمایید. آقای جان کری روی دو مسئله تاکید می کرد یکی اینکه روند شمارش آراء ادامه داشته باشد و تیمهای موظف کار خود را داشته باشند و حال نتیجه هرچه می خواهد باشد و اما کار اساسی وی شمارش رای و نتیجه حاصله از آن نبود. هدف اساسی جان کری این بود که هردو تیم باید در قدرت شریک باشند و انتخابات 1393 برد و باخت نداشته باشد. نتیجه انتخابات برد و برد باشد و این تازه ترین راه حل بود که آقای جان کری در اولین سفر انتخاباتی افغانستان در سال 1393 داشت و بعد از این سفر چندین مسافرت دیگر را هم داشت و خلاصه اینکه جان کری وزیر خارجه آمریکا تا مسئله را حل نکرد دست از کار نکشید وی مرتب به کابل می آمد وی مرتب با داکتر عبدالله عبدالله و داکتر غنی در تماس بود. یک شب به ما گفته شد که جان کری از واشنگتن تماس می گیرد و صحبت مفصلی دارد و ما یعنی اعضای شورای رهبری اعضای ستاد و اعضای شورای سیاسی در خانه داکتر عبدالله عبدالله جمع شدیم و آقای جان کری در حدود چهل دقیقه از واشنگتن با ما صحبت کرد و تمام صحبتش این بود که هردو تیم یک جا کار کنند و یک حکومت مشارکتی و ایتلافی را تشکیل دهند و بعد نماینده خاص اوباما و سفیر انگلستان و چند مقام سیاسی و دیپلماتیک تا ساعت 3 بعد از نصف شب را با ما صحبت کردند و مقصد شان این بود که اختلافات ایجاد نشود و هردو تیم حکومت تشکیل دهند و چه گونه؟. همان گونه که گفتم جان کری در اولین سفر خود به کابل موفق شد که یک چارچوب سیاسی را تهیه نماید و این چهار چوب سیاسی 7 ماده ای اولین و مهم ترین دست آورد سفر جان کری در افغانستان بود و این سند را رهبران هردو تیم قبول کردند و داکتر غنی و داکتر عبدالله آن را تایید و تعهد نمودند که در چهارچوب همین سند 7 فقره ای تمامی اقدامات بعدی شان را بر مبنای همین سند و چارچوب سیاسی 21سرطان 1393 داشته باشند و این هم اصل چار چوب سیاسی و این یگانه راه نجات بحران انتخاباتی 1393 شد ....
-----------------------
پ.ن. چارچوب سیاسی ( ضمیمه اعلامیه مشترک21سرطان93 )
به تعقیب نتائج تفتیش با اعتبار و همه جانبه انتخابات، که در قسمت اول تشریح شده است، کاندیدان تعهدمینمایند که یک موافقتنامه سیاسی را عملی نمایند که بر اساس آن برنده انتخابات به صفت رییس جمهورآغاز به کار نموده و بزودی حکومت وحدت ملی را ایجاد مینمایند که دارای مشخصات ذیل باشد:

1- بمنظور توانمند ساختن مردم افغانستان و برای پاسخگویی به نیاز های تأمین صلح، ثبات، امنیت،حاکمیت قانون، عدالت، رشد اقتصادی، و عرضه خدمات، حکومت وحدت ملی برنامه همه جانبه اصلاحات را انکشاف داده و تطبیق می کند..
2- رییس جمهور با برگزاری لویه جرگه روند تعدیل قانون اساسی را آغاز نموده وصدراعظم اجرایی را ظرف دو سال ایجاد می نماید..
3- تا زمانیکه مقام صدراعظم اجرایی بر مبنای قانون اساسی ایجاد گردد، وظایف صدراعظم اجرایی را رئیس اجرائیوی حکومت پیش خواهد برد. این مقام بلافاصله توسط فرمان رییس جمهور ایجاد شده و توسط شخصی که از طرف کاندید دومی انتخابات معرفی و از جانب رییس جمهورتایید گردیده باشد،اشغال میگردد..
4- رییس جمهور مقام رهبر اپوزیسیون را ایجاد میکند. و کاندید دومی انتخابات شخص مورد نظرش را انتخاب مینماید تا این مقام را اشغال نماید..
5- تعیینات در مقام های کلیدی امنیت ملی، نهادهای مستقل و اقتصادی حکومت، با در نظرداشت اصل ایجاد تساوی و برابری بین انتخاب رییس جمهور و رهبر اپوزیسیون صورت میگیرد. مقامات وزارت ها، قضا، مقرری های کلیدی به سطح ولایات، با در نظر داشت اصل نمایندگی عادلانه، توسط رییس جمهور به مشوره رهبر اپوزیسیون صورت میگیرد..
6- رییس جمهور تعهد میکند که تداوم دررهبری مقامهای کلیدی ارگانهای امنیت ملی را برای حداقل 90 روز حفظ میکند..
7- حکومت وحدت ملی تعهد میکند که در خلال یک سال اصلاحات بنیادی درنظام انتخاباتی را به هدف بهبود نا رسایی های انتخابات گذشته اتخاذ می نماید که توسط یک روند فراگیر وهمه شمول تهیه شده باشد.
ومن الله التوفیق



اعلامیه مشترک - 175-

پس از بن بست کامل انتخابات و شمارش آراء، اولین اقدام تاریخی توافقات سیاسی بود. این توافق میان دو تیم انتخاباتی پیش آمد و نقش جان کری و زیر خارجه آمریکا و آقای یان کوبیش در ایجاد این همکاری و حکومت وحدت ملی فوق العاده بود. چهار چوب 7 فقره ای در واقع سند نجات افغانستان از بحران انتخاباتی و مایه افتخار و عزت و آبروی جامعه بین المللی هم شد و من بارها به دیپلماتهای خارجی در کابل گفتم از حکومت وحدت ملی و از توافقات بعمل آمده حمابت کنید و این اسناد باعث نجات همه ما از بحران شد و حال تطبیق این اسناد و توافقات مهم و بنیادی است. حکومت وحدت ملی مبتنی بر 4 سند ساخته شده است اولین آن همان چارچوب سیاسی 7 ماده ای است در این سند چشم انداز کارها و وظایف حکومت وحدت ملی بخوبی روشن شده است. تعدیل قانون اساسی به منظور پست صدر اعظم اجرایی، اصلاحات انتخاباتی، ایجاد رهبری اپوزیسیون توسط فرمان رییس جمهور با پیشنهاد و معرفی تیم دوم و تقسیم قدرت و مقامات حکومتی بر مبنایی اصل شایسه سالاری و اصل تساوی و برابری میان هردو تیم و همین گونه بر گزاری لویه جرگه و چند موضوع کلیدی و بنیادی دیگر از تعهدات رهبران دو تیم در این چارچوب است. این موضوعات در چارچوب سیاسی گنجانده شد. دو تیوری در نظام سیاسی افغانستان از قدیم و از همان بن 2001 مطرح بود یکی نظام ریاستی و متمرکز و دیگری نظام غیر متمرکز پارلمانی و صدارتی. قوانین افغانستان و قانون اساسی به گونه ای نوشته شده است که نظام در افغانستان ریاستی و متمرکز است و اما نظریه مقابل این است که نظام متمرکز ریاستی جوابگو نیست و سیستم باید غیر متمرکز طراحی شود. این دو نظریه در بحث تهیه اسناد حکومت وحدت ملی نیز بخوبی نمایان است. در تهیه پیش نویس اسناد بخصوص موافقتنامه سیاسی من نقش اساسی از جانب تیم داشتم و رییس هیات مذاکره کننده از جانب تیم اصلاحات و همگرایی بودم و لذا سعی وافر داشتم که در تمام اسناد موضوع غیر متمرکز را بیاوریم و به همین دلیل لویه جرگه قانون اساسی و تعدیل پیش قانون اساسی بر یک اصل استوار است که نهاد صدر اعظم اجرایی در نظام ریاستی متمرکز ایجاد شود و ماده دوم چهار چوب سیاسی اولین سند برای حکومت وحدت ملی روی ایجاد پست صدر اعظم اجرایی تاکید دارد و تصریح کرده است. این یک نو آوری عظیم در مسیر تیوریهای ساختار سیاسی در افغانستان هست. من در تابستان سال 1392 در خانه احسان الله بیات همراه خلیلزاد صحبت داشتم البته هدف خلیلزاد از سفر به افغانستان این بود که اگر امکان داشته باشد در انتخابات 1393 شرکت نماید و این مسأله را پرسیدم ایشان گفت اگر رهبران قومی توافق نمایند چرا نه می خواهم شرکت نمایم آقای خلیلزاد در همین جلسه از استاد محقق و جنرال دوستم نام گرفت که اگر حمایت کنند در انتخابات ریاست جمهوری پیشرو شرکت می کند و من از ایشان در همین ضیافت پرسیدم که شما در ایجاد نظام متمرکز ریاستی در افغانستان نو ، نقش دارید شما در بن ساختار نظام را با دیگر همکاران تان بگونه ای عیار کردید که نظام در افغانستان متمرکز باشد. خلیلزاد در این باره گفت خوب شما خود تان دربن 2001 حضور داشتید و در آنجا گفته شد که قناعت اقوام گرفته شود و مشارکت اقوام در ساختار قدرت حل شود و این البته واقعیت افغانستان است و حالا هم گپ همین است که اگر سران اقوام مثل استاد محقق و مثل جنرال دوستم حمایت نمایند در این صورت امید واری براى پیروزی است در اجلاس بن 2001 هم مشارکت اقوام مهم بود که همین گونه هم شد و این توافق عام بود و من دخالتی نداشتم و تایید کردم و اما در باره غیر متمرکز و متمرکز باید بگویم که در آن زمان افغانستان به جزایر قدرت تقسیم شده بود و نیاز بود که اداره ای بوجود آید که این جزایر را جمع کند و اداره موقت گامی در جهت جمع کردن پراکندگی بود. درباره قانون اساسی بله من در اغلب جلسات کمیته پیش نویس شرکت می کردم اما نظر من بر خلاف نظر جمع و نویسندگان قانون اساسی نبود. فضا برای نوشتن قانون اساسی همین بود ک نظام و سیستم متمرکز باشد و ریاستی و خواست مردم افغانستان هم چنین بود و شما دیدید که درلویه جرگه قانون اساسی مردم به همین قانون اساسی رای دادند. خوب قانون اساسی حالا هر رقم که هست بارای و نظر مردم افغانستان تایید و تصویب شد و حالا هم اگر تعدیل لازم باشد باز با نظر مردم می شود. آقای خلیلزاد برای تبریه خود که نقشی در ساختار متمرکز در افغانستان ندارد به مساله عراق اشاره کرد و گفت که در عراق من بشتر از افغانستان در امور آن کشور دخالت داشتم چون دولت آمریکا حکومت صدام را سرنگون کرده بود و من در تدوین قانون اساسی عراق حضور و نقش داشتم و اما چرا نظام در عراق پارلمانی شد و چرا نظام در عراق فدرالی شد در حالیکه من در تمام این امور بودم. وی گفت تنها دلیلش این بود که مردم عراق چنین می خواستند و همان طور هم شد و اما در افغانستان کسی این حرفهارا نمی گفت. تنها در یک مورد آنهم به صورتی ضعیف و خفیفی جنرال دوستم گفته است که نظام فدرالی باشد. خلیلزاد در خانه بیات بامن و آقای فیض الله زکى با چنبن مضمونی صحبت داشت و همین دیروز در جلسه کمیسیون عالی نظارت از موافقتنامه سیاسی روی اسناد حکومت وحدت ملی بحث می کردیم و اشاره داشتم به چهار سند در باره ایجاد حکومت وحدت ملی و من در جلسه اشاره کردم به گفتگو با خلیلزاد در خانه آقای بیات و یکی از همکاران در کمیسیون گفت درست است آمریکا تنها یک نسخه ندارد و نمی پیچد. برای عراق آن نسخه را تهیه کرد و نظام فدرال و خود مختاری کردها که به نفع شان است و خلیلزاد همان کار را کرد و در افغانستان این کار و این نسخه را دارد واقعا جزایر قدرت در افغانستان قابل کنترل نیست زیرا که همه غیر مسوول می شوند و آمریکا و غرب نمی توانند تروریست را در جزایر قدرت کنترل نمایند و از کی باید به پرسد؟. این حرف به نظرم دقیق است حمله به آمریکا و مسئله یازده سپتامبر 2001 ریشه در بی نظمی و جزایر قدرت در افغانستان داشت.آمریکا و آقای خلیلزاد طرفدار و حامی قدرت متمرکز در افغانستان است. در بحث قبلی گفتم که با گرد همایی در خیمه لویه جرگه در بهار سال 1393 و پیشنهاد مسئله اعلام حکومت موازی ، بالا ترین نگرانی و تشویش را آقای جان کری وزیر خارجه آمریکا داشت زیرا اگر این بحران در سال 1393 مهار نمی شد ما به یک گرفتاری و هرج مرج نا پیدا مبتلا شده بودیم و افغانستان از کنترل خارج می شد. چارچوب سیاسی 21 سرطان 1393 آغاز تفاهم و تشکیل حکومت وحدت ملی و ایتلافی شد. در 17 اسد 1393 باز جان کری به افغانستان آمد و نتیجه این سفر این شد که اعلامیه مشترک 17 اسد 1393 از جانب دو رهبر تیم انخاباتی صادر شود در این اعلامیه باز هم تاکید شده است به ایجاد پست صدر اعظم اجرایی. نهاد صدر اعظم پارلمانی و یا صدر اعظم اجرایی مستلزم اصلاح و تعدیل در قانون اساسی است و لویه جرگه قانون اساسی تشکیل و این پست را در طی دو سال بابد ایجاد نماید. در آخرین نظر سنجی که دو ماه پیش از امروز در انیستیتوت مطالعات استراتژیک بعمل آمد و تحقیقات میدانی در باره قانون اساسی و نظام غیر متمرکز زیر نظر داکتر امین احمدی صورت گرفت. در این نظر سنجی نشان داده شده است که مردم افغانستان بالای پنجاه در صد طرفدار سیستم غیر متمرکز است اما پرسش اساسی این است که چه گونه و با چه شیوه ای به آن دست پیدا نماییم. اخباری از ارگ شنیده می شود که برخی از تیوریسنهای ارگ ریاست جمهوری گفته است که نظام ریاستی غیر قابل تغییر و خط قرمز است و اما برای غیر متمرکز سازی باید تدبیر سنجیده شود. خوب این بحث در انیستیوت هم شد که نظام غیر متمرکز با وزن قومی اگرپیش آید آن وقت چه می شود. هرکی متعلق به قوم اکثریت باشد ریاست جمهوری از آن وی باشد. بهر صورت همانگونه که اشاره کردم چهار سند حکومت وحدت ملی به ترتیب چارچوب سیاسی 21 سرطان 1393 و اعلامیه مشترک 17 اسد 1393 و موافقتنامه 29 سنبله 1393 و فرمان 35 رییس جمهور همه تاکید دارد به ایجاد پست صدر اعظم اجرایی در طی دو سال پس ازاعلام حکومت وحدت ملی. اما اینکه آیا پیش نویس تعدیل قانون ایاسی چنبن نوشته می شود و یانه ؟ خود پرسش دیگر است. کمیته پیش نویس تعدیل قانون اساسی از چهار نهاد ساخته می شود مجلس نمایندگان، مجلس سنا، استره محکمه و اعضای حکومت. در انتخابات سال 1393 ما این کارها را کردیم و چهارچوب ایجاد حکومت وحدت ملی و اعلامیه مشترک را نوشتیم و اما در باره تهیه متن اصلی و متن مادر و محوری یعنی موافقتنامه حکومت وحدت ملی با چالشهای عمده روبرو شدیم و پیش نویس آن را من و آقای حنیف اتمر باهم با چه خون جگری و کشمکش تهیه کردیم و دشواریهای تهیه موافقتنامه حکومت وحدت ملی اینها بود....
-------------------------------------
پ.ن. اعلامیه مشترک تیم های انتخاباتی
بنام خداوند بخشنده ومهربان

در مورد نهایی سازی قانونمند دور دوم انتخابات ریاست جمهوری 1393 و تشکیل حکومت وحدت ملی (کابل 17 اسد ) – 1393

مقدمه:
شکی نیست که کشور عزیز ما در یکی از حساس ترین مراحل تاریخ سیاسی خویش قرار دارد. عبور موفقانه ازین مرحله حساس نیازمند داشتن یک دولت قوی و مشروع است که بر مبنای اجماع سیاسی و اراده استوار همگانی تشکیل گردد .
در نتیجه درک مشترک از حساسیت وضع موجود، ضرورت شکل دهی به یک اجماع وسیع ملی به منظور انجام اصلاحات اساسی و ایجاد تحول بنیادی در حال مبدل شدن به باور عمومی قشر سیاسی جامعه ما میباشد. تیم های انتخاباتی شامل در مرحله دوم انتخابات بمثابه مراکز تبلور و تبارز اراده اکثریت قاطع ملت ما مسوول اند در همچو شرایط حساس در تشکیل حکومت وحدت ملی رسالت ایمانی و ملی خویش را ایفا نمایند.
با باور مشترک به نکات یادشده و با وقوف به ضرورت حیاتی همکاری ملی، ما امضا کننده گان این سند به نمایندگی از هردو تیم انتخاباتی تصمیم گرفتیم تا موارد آتی را بحیث تصامیم مشترک به استحضار ملت شریف افغانستان برسانیم.
1- التزام و احترام به قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان و حرکت در چهارچوب احکام و دستورات آن، سنگ بنای تمام اقدامات و اصلاحاتی خواهد بود که در حال حاضر و آینده مورد توجه قرار می گیرد. به همین منوال، حفظ دستاوردهای جهاد و مقاومت مردم افغانستان و تجربه پویای دموکراتیک سیزده ساله اخیر اصول راهگشا در تحقق برنامه ملی اصلاحات خواهد بود.. هردو جانب به تمامیت چهارچوب سیاسی که بتاریخ 21 سرطان 1393 (12 جولای 2014) مورد.

2- توافق قرار گرفت (مراجعه شود به سند ضمیمه شده) متعهد و پابند می باشند، بشمول ایجاد حکومت وحدت ملی، ایجاد فوری پست رئیس اجرائیوی حکومت توسط فرمان رئیس جمهور، تشکیل لویه جرگه در مدت دوسال که پست صدر اعظم اجرائیوی را مورد مداقه قرار دهد، تعیین مقامات بلند رتبه مطابق به اصول توافق شده و برمبنای شایستگی، و اصلاحات، بشمول اصلاحات در نظام انتخاباتی. توافق روی این چهارچوب سیاسی که با حمایت همکاران بین المللی کشور ما حاصل گردیده، اساس توافق سیاسی است که در مطابقت با قانون اساسی افغانستان می باشد تا از تطبیق برنامه اصلاحات و تحول حمایت نماید، و ما متعهد هستیم که مفاد آنرا به یک موافقتنامه تفصیلی و پایدار در زودترین فرصت ممکن مبدل ساخته و به امضا برسانیم. همچنان، همکاری برای تحقق موفقانه امور تخنیکی، تعریف برنامه واحد ملی برای اصلاحات و تشکیل حکومت وحدت ملی را اولویت های عمدۀ خود می دانیم.

3- طرفین همانگونه که در بعد تخنیکی براساس معیارهای پیشنهادی ملل متحد برای تفتیش، بازشماری وابطال، با تشکیل تیم ها عملاً روند تفتیش را بمنظور تامین شفافیت و اعتبار بخشی به پروسه از طریق کار متداوم در جریان پروسه تفتیش و پذیرش نتایج آن شروع کرده اند، تصریح می نمایند که در بعد سیاسی هم متعهد به همکاری صادقانه میباشند. بدین منظور طرفین کمیسیونی مشترک از اعضای دو تیم را موظف میسازند تا جدول زمانی تکمیل روند انتخابات را نهایی سازند، روی تاریخ تحلیف رئیس جمهور جدید توافق می نمایند، با هدف اینکه این امر تا هفته دوم ماه سنبله سال 1393 صورت می پذیرد، و متن موافقتنامه تفصیلی سیاسی را در پرتو قانون اساسی و چهارچوب توافق سیاسی
مورخ 21 سرطان 1393 (12 جولای 2014) آماده می سازند
ومن الله التوفیق



شیوه تدوین موافقتنامه -176-

تشکیلات و تیم انتخاباتی داکتر عبدالله عبدالله به این بخشها تقسیم و دسته بندی شد. رهبری تیم داکتر عبدالله عبدالله معاونان اول و دوم انجنیر محمد خان از حزب اسلامی به رهبری ارغندی وال. استاد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان. شورای رهبری مرکب از تمام رهبران احزاب سیاسی عضو تیم اصلاحات و همگرانی. شورای بر نامه ریزی و شورای سیاسی و ستاد انتخاباتی در مرکز و ولایات. پس از توافقات سیاسی برای ایجاد حکومت وحدت ملی ، اولین اقدام تشکیل گروه تماس بود. حالا داکتر غنی و داکتر عبدالله باهم به صورت منظم جلسات داشتند. این جلسات پس از چارچوب سیاسی 21 سرطان 1393 رونق بشتری گرفت. در یک جلسه مشترک میان رهبران دو تیم این گونه فیصله می شود که یک گروه تماس ایجاد شود و وظیفه این گروپ بر قراری جلسات و تنظیم بر نامه های ملاقات و بررسی امور امنیتی و محل جلسات میان داکتر غنی و داکتر عبدالله بود. در جلسه از سوی تیم اصلاحات و همگرایی من و از جانب تیم تحول و تداوم سلام رحیمی معرفی شد. گفته شد که در قدم اول ما دو نفر نشستهای سطح اول را تنظیم نماییم و بعد در صورت ضرورت افراد دیگری را نیز ضمیمه. من با آقای سلام رحیمی در تماس شدم و باهم قرار گذاشتیم که بر نامه های خود را تنظیم نماییم تا جلسات رهبران دو تیم در بهترین حالت امنیتی برگزار شود و هیچ کسی هم از موضوع جلسات پی نبرد و دو مین کار ما این بود که نشست از سوی هرکدام از رهبران دو تیم که پیشنهاد شود موضوع را به دیگری خبر دهیم تا در باره دو مسئله محل و امنیت بحث و هماهنگی شود. ما این کار را بخوبی پیش می بردیم فکر می کنم تمام نشست هارا تا آخرین روز اعلام حکومت وحدت ملی و استقرار رییس جمهور غنی در ارگ و استقرار داکتر عبدالله در قصر سپیدار را پیش بردیم و در کنار این موضوع در باره تشریفات نیز کار می کردیم که جلسات به چه صورت دایر شود بحث مشارکت برابر گونه دو تیم در حکومت وحدت ملی بود و ما نحوه جلسات و کرسیهای را تنظیم و توافق می کردیم آخرین توافقات من و رحیمی این شد که میزها و چوکیها به گونه ای چیده شود که رهبران دو تیم رو در رو بنیشند و قرار بگیرد و این حالت مناسب ترین رویه در نشست رهبران حکومت وحدت ملی مورد تایید قرار گرفت. هدف این بود که تمایز و ترجیح در تشریفات نباشد و صورت جلسات به گونه برابر دیده شود البته کاری سختی بود و لی خوب حل کردیم. پس از چارچوب و اعلامیه قرار شد که هیاتهای از دوطرف تعیین شود تا موافقتنامه سیاسی را تهیه نمایند. در اولین جلسه پنج نفر از تیم اصلاحات و پنج نفر از تیم تحول با هم نشستی داشتند و روی محل جلسات هیاتهای دو تیم توافق و تا چوکات و طرحهای بعدی مذاکرات را آماده نمایند. از طرف تیم اصلاحات، رهبری هیات و تیم مذاکرات را من به دوش گرفتم و یک شب ده نفر در هتل صافی لند مارک تا پاس از شب را بحث کردیم. مسوول هیات از جانب تیم تحو ل آقای حنیف اتمر بود. در اولین نشست توافق شد که محل جلسات بعدی هتل کانتیننتال باشد و موضوع بحث تهیه یک سند و موافقتنامه در چار چوب همان اعلامیه مشترک 17 اسد 1393 و چارچوب سیاسی 21 سرطان 1393. در مورد تعداد اعضای هیات و تیمهای مذاکره کننده هم توافق کردیم که 20 را تیم اصلاحات و 20 نفر دیگر را تیم تحول آماده نماید و هزینه ها جلسات تا هر چند روزی که ادامه بابد به صورت مساوی از جانب هردو تیم پرداخت شود. اینها توافقات ما در هتل صافی لند مارک در دهه آخر ما اسد 1393بود. اعلامیه مشترک الزام وارد می کرد که مواد اولیه موافقتنامه سیاسی درطی دو هفته آماده شود. لازم به ذکر است که داکتر عبدالله عبدالله به من گفت که ساعت ده شب در دفتر آقای اتمر بروم و روی مواد اولیه و چهار چوب بحث و صحبت نمایم آن شب من رفتم از ساعت 11شب تا سحر با آقای اتمر و آقای ذکی و داکتر عبدالعلی محمدی بحث کردیم در موارد باهم توافق و در موارد اختلاف داشتیم. موضوعات بحث ابتدایی و اولیه بود و بشتر الهام گرفته شده از چار چوب سیاسی و اعلامیه مشترک . بحث اپوزیسیون را داشتیم بحث کابینه را و بحث کمیتهای فرعی کابینه را داشتیم و بحث مقامات کلیدی حکومت و غیر کلیدی و اینکه دو تیم در این موضوعات توافق نماید. آقای اتمر و رفقایش می گفت که کابینه را رییس جمهور رهبری می کند و در جلسات کابینه رییس اجراییه و معاونانش شرکت می کنند اما جلساتی را که داکتر عبدالله رهبری نماید رییس جمهور نمی تواند شرکت نماید واقعا بحثهای سختی بود. طرح آقای اتمر در این شب این بود که کمیته های فرعی کابینه را رییس اجراییه و معاونانش رهبری نماید و این مسأله را من قبول نداشتم و من تاکید داشتم که شورای وزیران را رییس اجراییه رهبر نماید و در گذشته نیز چنین بوده است. شورای وزیران زمان حکومت نجیب را خالقیار و یا کشتمند رهبری می کرد. تمام جزییات بحث پنج ساعته با جناب اتمر و همکارانش را در منزل داکتر عبدالله عبدالله با هیات رهبری و اعضای کلیدی تیم اصلاحات کردم. خلاصه اینکه در باره تهیه متن موافقتنامه اختلاف نظر خیلی زیاد بود و ما راه دشواری برای رسیدن به یک توافقنامه سیاسی را در پیش داشتیم. حالا قرار شد که 20 نفر را برای مذاکره انتخاب نماییم و این بیست نفر را از اعضای ستاد و عمدتا از شورای سیاسی انتخاب و گزینش کردیم. آقای سید حسین عالمی در دور دوم انتخابات در تیم اصلاحات و همگرایی آمد و ایشان معاون دوم گل آغا شیرزوی در تکت انتخاباتی وی بود و گل آغا در دور دوم از داکتر عبدالله عبدالله پشتیبانی کرد و آقای عالمی در شورای سیاسی ، مسول جلسات شورا تعیین شد و اما در تیم مذاکره من عملا نقش رییس هیات را داشتم . گفتم که در تمام گفتگوها با تیم تحول به عنوان مسوول گفتگوها ازسوی تیم شرکت می کردم. فکر می کنم در 22 ماه اسد جلسات ما در هتل کانتیننتال شروع شد. وقتیکه من با 20 نفر از اعضای تیم وارد هتل شدم آقای عالمی مرتب می پرسید که رییس ما کیست و من چیزی نمی گفتم .چون می دانستم که ایشان می خواهد رییس هیات تیم گفتگو هم باشد اما در ذهنم چنین تقسیم کارکرده بودم که آقای عالمی رییس شورای سیاسی است و جلسات را اداره می کند و مسوولیت هیات و تیم گفتگو را با تیم تحول خودم داشتم و حالا هم در هتل تصمیم گرفتم که رهبری تیم گفتگو را به عهده می گیرم و این تقسیم کاری را فقط خودم در پیش خود ساخته بودم و به همین دلیل مستقیما رفتم در جایگاه روسایی دو تیم و به مسوول تیم نشستم. از تیم تحول آقای اتمر رییس بود ولی به لحاظ ملاحظات کلانی و ریش سفیدی ایشان آقای حاجی دین محمد را تعارف کرد و حاجی دین محمد در جایگاه ریاست تیم تحول نشست و من دو معاون هم برای خود در نظر گرفتم که یکی خانم فوزیه کوفی بود و ایشان را که پبشنهاد کردیم همه اعضای دو تیم نظر مثبت دادند و تایید کردند. در اولین جلسه بحث کردیم که چهل عضو جلسه را در سه کمیته تقسیم نماییم. و ما در کمیته ساختار حکومتی رفتیم آقای اتمر و آقای عالمی هم در این کمیته بودند. در کمیته این گونه بحث را آغاز کردیم که اولا ببینیم در قانون اساسی جای براى حکومت وحدت داریم و یانه و خلاصه اینکه ماده 50 قانون اساسی و ماده 130 و چند ماده را پبدا کردیم که در حالات و شرایط اضطرار و نیاز رییس جمهور می تواند نهادی را ایجاد نماید و برای آن نهاد طی فرمانی تفویض صلاحیت نماید. ماده های قانون اساسی اجازه تلویحی و ضمنی برای ما می داد که نهاد ریاست اجراییه داشته باشیم چون بحران انتخاباتی پیش آمد و برای خروج از بحران ایجاد نهاد ریاست اجراییه نیاز و ضرورت بود. و بعد رفتیم روی سایر موضوعات. بحث صلاحیتهای ریاست اجراییه یکی از عمده ترین بحثها بود که باید بر اساس ماده های مرتبط به صلاحیت رییس جمهور در ماده های ردیف 60 و 70 و ماده های دیگر به ریاست اجراییه داده می شد. تفویض صلاحیت ها به رییس اجراییه جنجالی بود. بحث رهبری اپوزیسیون و بحث مقامات کلیدی و دیگر مقامات نیز جنجالی بود گرچه در چار چوب سیاسی گفته شده بود که مقامات حکومتی مساوی و براساس شایستگی میان دو تیم تقسیم شود ولی در جلسات به توافق نرسیدیم. تنها بحثهای اصلاح نظام انتخاباتی و بحث پیش نویس تعدیل قانون اساسی و مسئله تذکره الیکترونیک و موضوع تشکیلات اساسی دولتی بود که روی آنها توافق صورت گرفت. یک هفته در هتل بحث کردیم بجای اینکه اختلافات را کم نماییم ، اختلافات بشتر می شد. در نتیجه به این جمع بندی رسیدیم که به گفتگوها پایان دهیم و یک جمع کوچک تر روی موارد اختلافی بحث نماید. درپایان هر روز مسوولان هر دو تیم و هیات نتیجه گفتگوها را به رهبران تیم اصلاحات و تحول منتقل می کردند و آن روز که پایان گفتگوها را در هتل اعلام کردیم من به داکتر گفتم که باید در یک جمع یک بر یک و یا دو بر دو مذاکرات را پیش ببریم و نظرات و پشنهادات 40 نفر در کانتیننتال هم همین بود. داکتر عبدالله به من گفت خوب است با آقای اتمر صحبت کنید و اگر بتوانید توافقات و مواد اولیه را تهیه و ترتیب نمایید خوب است و وقت هم زیاد نداریم و این شد که جلسات 1 بر 1 و بعد 2 بر 2 و بعدش 4 بر 4 ما شروع و همه موضوعات اختلافی را به بحث گرفتیم تقریبا همه موضوعات را حل کردیم تنها یک مسئله لاینحل باقی ماند که به ما خبر داد که از واشنگتن جان کری می یاید و برای این موضوع یک راه حل را باخود دارد...
---------------------------------------
پ.ن. گفتگوهای 1 بر 1 من و آقای اتمر بود و 2 بر 2 من و وحیدالله شهرانی.آقای اتمر و آقای زاخیل وال و 4 بر 4 من، آقای عالمی ، آقای شهرانی و جناب داکتر محمود صیقل و از سوی تیم تحول آقایان جناب اتمر جناب ذکی و جناب سعادتی بود. شیوه کار ما، دیدگاه ها یاد داشت و بعد از بحث تبدیل به متن می شد. اولین جلسات در هتل کانتیننتال بود و اعضای نشست 40 نفر بودند. توافقات ما روی اصلاح نظام انتخاباتی، پیش نویس تعدیل قانون اساسی، تشکیلات اساسی دولتی، تذکره الکترونیک و اما اختلافات ما در باره صلاحیتهای رییس اجراییه، مقامات حکومتی کلیدی و غیر کلیدی، ریاست کابینه و شورای وزیران ، حوزه های کاری رییس جمهور و رییس اجراییه و..



متن نهایی موافقتنامه - 177-

شیوه کار روی سند به این صورت بود. گفتم در کمیته چهل نفری بجای رسیدن به توافق و تفاهم بشتر به سوی اختلافات کشیده شدیم و براساس نظر جمع در هتل کانتیننتال قرار شد که در یک جمع کوچک تر روی موافقتنامه کار نماییم. فکر می کنم چهار روز مذاکرات 1بر 1 من با آقای اتمر روی سند ادامه یافت و کار کردیم. آقای اتمر در پای تخته هم دید گاه خود و هم نظر ما می نوشت و بعد بحث می کردیم سعی هردوی ما این بود که اختلافات را ازبین ببریم و به یک جمع بندی و نتیجه مثبت دست پیدا نماییم. کار با آقای اتمر راحت بود دو دلیل داشت یکی اینکه آقای اتمر اختیارات عام تام ار طرف تیم تحول و تداوم داشت و دیگر هم اینکه آقای اتمر بسیار باهوش زیرک و توانا است خوبی کار این بود که برای بن بستها راه حل پیدا می کردیم . تجربه با آقای عبدالعلی محمدی و آقای ذکی را هم داشتم و آنها در یک شب با شش ساعت بحث نفس خود و من را در آورد لجباز انعطاف ناپذیر و گاها عصبانی. من در عمر خود تجربیات زیادی در مذاکرات داشتم و در گفتگوهای بزرگ شرکت کرده ام. نشست بن 2001 را از سر گذراندم و من در این نشست عضو اصلی کنفرانس بن 2001 بودم و همین گونه در مذاکرات از سوى حزب وحدت مردم با تیمهای انتخاباتی حامد کرزی و داکتر عبدالله در سال1388 شرکت داشتم و می دانستم که در گفتگوها چه باید ؟. در مذاکرات لجبازی تعصب کار را خراب می کند. در مذاکرات باید به اصول و دید گاه دیگران حرمت گذاشت و به دقت گوش کرد که طرف چه می گوید و جاهای است که با نظرات و اصول شما نزدیک باشد. این طور نیست که دید گاه ها در یک بحث ملی بهم نزدیک نباشد که هست و در مواردی زیادی است که حرفها در کلیت یکی است. در همین گفتگوها در مورد تذکره الیکترونیک در مورد تشکیلات اساسی دولت در باره اصلاح نظام انتخاباتی در مورد پیش نویس تعدیل قانون اساسی و اصلاحات در مبارزه با فساد دیدگاه های ما یکی بود. البته در جزییات و یا هم بعد ها ممکن است همین کلیات احتیاج به بحث و مناقشه داشته باشد. استراتژی من در بحث تاکید و توجه روی ایجاد پست صدر اعظم اجرایی بود. صدر اعظم اجرایی پیش از خود قاعده ای را دارد که همان نظام غیر متمرکز است. خوشبختانه این هدف یعنی ایجاد پست صدر اعظم اجرایی در تمام متن گنجانده شد و حتا گفته و نوشته شد که لویه جرگه قانون اساسی هم در طی دو سال بخاطر ایجاد پست صدر اعظم برگزار می شود و پیش نویس تعدیل فانون اساسی هم بخاطر ایجاد پست صدر اعظم اجرایی است. ما دو نفر من و آقای اتمر ساعتها بحث می کردیم و وقت می گذاشتیم و حاصل بحث را با دو علامت رنگ سبز و قرمز "های لایت" می کردیم و بعد می بردیم به رهبران دو تیم اصلاحات و همگرایی و تیم تحول و تداوم. در طی چهار روز گفتگوهای 1بر1 ما دو نفر خیلی از چالشها و شکافها را پر کردیم و بعد گفتگوهای 2 بر2 ما شروع و بعد مذاکرات 4 بر 4 را داشتیم. بحثها در بخشهای صلاحیتهای ریاست اجراییه خیلی سخت بود و لی در 13 مورد و قلم در باره صلاحیتهای ریاست اجراییه به توافق رسیدیم و بحث در مورد تقسیم قدرت میان دو تیم در باره مقامات حکومتی خیلی دشوار بود که چه گونه پستها به صورت برابر توزیع شود. توزیع قدرت توزیع معرفت نیست. توزیع قدرت میان دو تیم انتخاباتی خیلی سخت است. مدتی بحث" برابر و برابر گونه " وقت ما را گرفت. در انگلیسی کلمه equitably برگرداندنش به فارسی سخت بود. سر انجام با مراجعه به چندین لغت و کتاب لغت معنای و معادل آن کلمه را " برابر گونه " ترجمه کردیم. یعنی اینکه مقامات کلیدی میان دو تیم برابر و اما سایر مقامات برابر گونه باشد و یک موضوع جنجالی دیگر رهبری اپوزیسیون بود که ازسوی کی معرفی شود و آن را هم به این صورت حل کردیم که تیم دوم رهبری اپوزیسیون را معرفی نماید. تمام مسایل حل می شد اما در مورد ریاست کابینه و شورای وزیران هر گز به توافق نرسیدیم تا اینکه آقای جان کری وزیر خارجه آمریکا آمد و با خود این راه حل را آورد که هیات دولت دو جلسه داشته باشد یکی جلسات کابینه که رییس جمهور آن را رهبری نماید و دیگری شورای وزیران که رییس اجراییه آن را رهبری نماید. در نشست کابینه رییس اجراییه با معاونان خود شر کت نماید و اما در شورای وزیران رییس جمهور و معاونانشان شرکت نمی کند این راه حل آمریکایی منطقی و معقول و مورد تایید قرار گرفت و در باره قلمرو کاری رییس جمهور و رییس اجراییه نیز توافقات صورت گرفت. رییس اجراییه امور اجرایی حکومت را پیش می برد و رییس جمهور پالیسی و استراتژی نظام را در عرصه های اقتصاد سیاست و امنیت در کابینه بحث و تصویب می کند. در موافقتنامه به کرات توضیح داده شده است که رییس اجراییه مجری مصوبات و فیصله کابینه است و به رییس جمهور گزارش می دهد. آقای جان کری در حل این معضل کار اساسی کرد و رفت. اما یک پرسش این بود که این موافقتنامه اگر عملی نشود در آن صورت چه می شود. خیلیها می گفتند و تاکید داشتند که جامعه جهانی باید اجرای و تطبیق این سند را تضمین و گرانتی نماید. پس از پایان و نهایی شدن موافقتنامه گفته شد که سازمان ملل و آمریکا عملی شدن موافقتنامه را گرانتی می کنند و به همین صورت آقای یان کوبیش نماینده تام الاختیار سازمان ملل در افغانستان و آقای کو نینگهام سفیر کبیر آمریکا به عنوان شاهد در پای سند امضا می کنند و این امضا معنایش همان گرانتی و ضمانت جامعه جهانی و آمریکا است. این سند در دفتر ملل متحد توسط آقایان داکتر غنی و داکتر عبدالله عبدالله امضا شد و بعد آقای یان کوبیش و کونینگهام سفیر آمریکا امضاء کردند. این رویداد مهم و تاریخی در ماه سنبله 1393 انجام شد و حالا می رفتیم به سوی انتقال قدرت از رییس کرزی به رهبران حکومت وحدت ملی. سه سند اساسی، چارچوب سیاسی 21سرطان 1393 و اعلامیه مشترک 17 اسد 1393 و حالا موافقتنامه حکومت وحدت ملی ماه سنبله 1393 را برای ایجاد حکومت وحدت ملی داشتیم و بر پایه آن اسناد، حکومت وحدت ایجاد شد و به این ترتیب از یک بحران عمیق سیاسی و انتخاباتی خارج شدیم.لازم است که به یک پرسش جواب داده شود و آن این است حکومت وحدت ملی عمر و دوره اش دو ساله است و یا پنج ساله؟ برخی مخالفان سیاسی حکومت وحدت ملی این گونه بر داشت کرده است که عمر حکومت وحدت ملی دوساله است اما واقعیت مسئله این است که این یک خطا در قراات و روایت از موافقتنامه حکومت وحدت ملی است. موافقتنامه در واقع لایحه وظایف براى حکومت است که در سقف زمانی دوسال این کارهای خانگی خود را انجام دهد. حکومت وحدت ملی برای یک دوره پنج ساله انتخاب شده است که در قانون اساسی تعریف شده است...
--------------------------------------
پ.ن. موافقت‌نامه میان دو تیم انتخاباتی در مورد ساختار حکومت وحدت ملی
کابل، ۲۹ سنبله سال ۱۳۹۳
افغانستان در این مقطع خاص تاریخی به یک حکومت مشروع و کارا نیاز دارد که به تطبیق نموده یک برنامه همه جانبه اصلاحات در راستای توانمندسازی مردم افغانستان متعهد باشد، تا در نتیجه‌ی آن ارزش‌های قانون اساسی در زندگی روزمره‌ی مردم افغانستان محقق گردد. همکاری واقعی سیاسی میان رییس جمهور و رییس اجرایی، تحت قیادت رییس جمهور، باعث تحکیم ثبات در کشور می‌گردد. حکومت وحدت ملی با پایبندی به اجماع سیاسی و تعهد به اصلاحات و تصمیم گیری مشترک، آرمان های مردم افغانستان را برای تامین صلح، ثبات، امنیت، حاکمیت قانون، عدالت، رشد اقتصادی و عرضه خدمات، با توجه خاص به زنان، جوانان، علمای کرام و اشخاص آسیب پذیر، برآورده می‌سازد. به علاوه، این توافقنامه بر نیاز به مشارکت واقعی و هدفمند و همکاری موثر در امور حکومت، به شمول طرح و تطبیق اصلاحات مبتنی می‌باشد.
این موافقتنامه به تنهایی خود نمی‌تواند رابطه میان رییس جمهور و رییس اجرایی را به صورت کامل تعریف کند. بلکه این رابطه باید در نتیجه تعهد هردو جانب به مشارکت، تعاون، همکاری و مهم‌تر از همه، مسئولیت پذیری در برابر مردم افغانستان تعریف گردد. رییس جمهور و رییس اجرایی متعهد و مکلف به کار مشترک با روحیه همکاری با یکدیگر می‌باشند.
الف- برگزاری لویه جرگه به منظور تعدیل قانون اساسی و بررسی طرح ایجاد پست صدر اعظم اجرایی:
بر اساس ماده دوم اعلامیه مشترک مورخ ۱۷ اسد ۱۳۹۳ (۸ اگست ۲۰۱۴) و ضمیمه آن (“… تشکیل لویه جرگه در مدت دو سال تا پُست صدر اعظم اجرایی را مورد مداقه قرار دهد”)، رییس جمهور متعهد است تا لویه جرگه را به منظور بحث روی تعدیل قانون اساسی و ایجاد پُست صدر اعظم اجرایی دایر نماید.
رییس جمهور، بعد از انجام مراسم تحلیف در مشوره با رییس اجرایی، طی یک فرمان، کمیسیونی را به منظور تهیه پیش‌نویس تعدیل قانون اساسی تشکیل می‌‌دهد.
به تأسی از حکم ماده ۱۴۰ قانون اساسی، حکومت وحدت ملی متعهد است تا بر اساس قانون و به منظور تکمیل نصاب لویه جرگه، مطابق بند ۲ ماده ۱۱۰ قانون اساسی، در زودترین فرصت ممکن انتخابات شوراهای ولسوالی‌ها را برگزار نماید.
حکومت وحدت ملی متعهد است تا قانون تشکیلات اساسی دولت را تصویب و نافذ گردانیده، مرزها و حدود واحدهای اداری محلی را از مجاری قانون تعیین نماید.
حکومت وحدت ملی متعهد است تا روند توزیع تذکره الکترونیکی/ کمپیوتری را برای تمام شهروندان کشور، در زودترین فرصت ممکن، تکمیل کند.
موارد فوق و سایر موارد توافق شده طی یک جدول زمانی که ضمیمه‌ی این موافقت‌نامه است، تطبیق می‌گردد.
ب- پست رییس اجرایی:
تا زمان تعدیل قانون اساسی و ایجاد پُست صدر اعظم اجرایی، پُست رییس اجرایی بر اساس ماده پنجاهم قانون اساسی، ماده دوم اعلامیه‌ مشترک و ضمیمه آن با فرمان رییس جمهور ایجاد می‌گردد. رییس اجرایی و معاونین اش در مراسم تحلیف رییس جمهور معرفی می‌گردند.
رییس اجرایی حکومت، با وظایف صدر اعظم اجرایی، بر اساس پیشنهاد کاندیدای دوم و موافقه رییس جمهور تعیین می‌گردد. رییس اجرایی به رییس جمهور پاسخگو می‌باشد.
تشریفات خاص برای رییس اجرایی در فرمان رییس جمهور در نظر گرفته می‌شود.
با درنظر داشت ماده‌های ۶۰، ۶۴، ۷۱ و ۷۷ قانون اساسی، رییس جمهور طی فرمانی، صلاحیت های اجرایی مشخصی را به رییس اجرایی تفویض می‌کند، که موارد عمده این صلاحیت‌‌ها قرار ذیل اند:
1. اشتراک رییس اجرایی با رییس جمهور در مجالس دوجانبه تصمیم گیری؛
۲. پیشبرد امور اداری و اجرایی حکومت که توسط فرمان رییس جمهور مشخص می‌گردد؛
۳. تطبیق برنامه اصلاحات حکومت وحدت ملی؛
۴. پیشنهاد اصلاحات در تمام ادارات حکومتی و مبارزه قاطع با فساد اداری در حکومت؛
۵. اعمال صلاحیت‌های مشخص اداری و مالی که بر اساس فرمان رییس جمهور تعیین می‌گردد؛
۶. تأمین رابطه کاری قوة اجراییه با قوای مقننه و قضائیه در چوکات وظایف و صلاحیت‌های تعریف شده؛
۷. تطبیق، نظارت و حمایت از پالیسی‌ها، برنامه و امور بودجوی و مالی حکومت؛
۸. ارائه پیشنهادات و گزارش‌های لازم به رییس جمهور؛
۹. به صفت رییس دولت و حکومت، رییس جمهور کابینه را رهبری می‌کند. مجالس کابینه، نظر به صواب‌دید رییس جمهور روی استراتیژی، پالیسی‌ها، بودجه، تخصیص منابع و طرح قوانین، در پهلوی سایر صلاحیت‌ها و وظایف آن، دایر می‌گردد. کابینه متشکل از رییس جمهور، معاونین رییس جمهور، رییس اجرایی، معاونین رییس اجرایی، مشاور ارشد و وزراء می‌باشد. رییس اجرایی مسوول تطبیق‌ پالیسی‌های حکومت است که در کابینه اتخاذ می‌گردد و در مورد پیشرفت امور هم مستقیماً به رییس جمهور و هم در مجالس کابینه گزارش می‌دهد. به همین منظور، رییس اجرایی جلسات نوبتی هفته‌وار شورای وزیران را دایر می‌کند که متشکل از رییس اجرایی، معاونین رییس اجرایی و تمام وزیران می‌باشد. شورای وزیران، امور اجرایی حکومت را به پیش می‌برد. همچنان مجالس کمیته‌های فرعی شورای وزیران تحت ریاست رییس اجرایی دایر می‌گردند. برمبنای این ماده موافقت‌نامه، رییس جمهور، طی یک فرمان، شورای وزیران را به عنوان یک نهاد نو و مجزا از کابینه، تعریف و اعلام خواهد کرد.
۱۰. ارائه مشوره و پیشنهاد به رییس جمهور در مورد تعیین و عزل مقامات عالی رتبه حکومتی و سایر امور مربوط به حکومت.
۱۱. نماینده‌گی خاص از رییس جمهور در سطح بین‌المللی حسب لزوم‌دید رییس جمهور.
۱۲. رییس اجرایی عضو شورای امنیت ملی می‌باشد.
۱۳. رییس اجرایی دارای دو معاون است؛ معاونین رییس اجرایی در مجالس کابینه و شورای امنیت ملی عضویت دارند، وظایف، صلاحیت‌ها و مسوولیت‌های معاونین رییس اجرایی، با درنظر داشت وظایف و صلاحیت‌های رییس اجرایی و در نظر گرفتن تشریفات مناسب برای آن‌ها، به پیشنهاد رییس اجرایی از سوی رییس جمهور طی یک فرمان منظور می‌گردد.
ج- تعیینات مقامات عالی رتبه:
بر اساس اصول مشارکت ملی، نمایندگی عادلانه، شایسته‌سالاری، صداقت و تعهد به برنامه‌های اصلاحات حکومت و حدت ملی، طرفین به موارد آتی متعهد هستند:
برابری در انتخاب کادرها میان رییس جمهور و رییس اجرایی در سطح رهبری ادارات کلیدی امنیتی، اقتصادی و ادارات مستقل؛ در نتیجه این برابری و به اساس فقره‌های ب(۱۲) و (۱۳) که در بالا ذکر گردیده، حضور هردو جانب در شورای امنیت ملی، در سطح رهبری مساوی و در سطح اعضا برابرگونه خواهد بود.
رییس جمهور و رییس اجرایی بالای یک مکانیزم مشخص برای تعیین مقامات عالی‌رتبه به اساس شایستگی موافقه می‌کنند. این مکانیزم زمینة‌ اشتراک کامل رییس اجرایی را در پیشنهاد افراد مناسب برای پُست‌های مورد نظر و رسیدگی کامل به این پیشنهادات فراهم می‌کند. رییس جمهور و رییس اجرایی در مطابقت با روحیه اعلامیة مشترک و ضمیمة آن (مادة پنجم)، در انتخاب مقامات عالی‌رتبه خارج از مکانیزم اصلاحات اداری در ادارات و موسسات دولتی، به شمول پُست‌های کلیدی قضایی و ادارات محلی، که بتواند به‌ نماینده‌گی برابرگونه هردو جانب منجر شود، مجدانه مشورت می‌‌کنند و در این خصوص، فراگیری و ترکیب سیاسی-اجتماعی کشور؛ به ویژه زنان، جوانان و اشخاص دارای معلولیت را مورد توجه خاص قرار داده و همچنان به اصلاحات سریع در کمیسیون مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی متعهد هستند.
زمینه‌سازی برای سهم‌گیری وسیع شخصیت‌ها و کادرهای ورزیده در سطوح مختلف نظام و استفاده از این فرصت‌ها برای تأمین صلح و ثبات پایدار و ایجاد ادارة سالم؛
د ـ ایجاد پُست مقام رهبری تیم دوم:
به تأسی از اعلامیة مشترک مورخ ۱۷ اسد ۱۳۹۳ (۸ اگست ۲۰۱۴) و ضمیمة آن، به هدف استحکام و توسعه دموکراسی، مقام رهبری تیم دوم، که در سند مذکور از آن به حیث رهبر اپوزیسیون نام برده شده، توسط فرمان رییس جمهور در چارچوب دولت جمهوری اسلامی افغانستان ایجاد و به رسمیت شناخته می‌شود. مسوولیت‌ها، صلاحیت‌ها و امتیازات این مقام در فرمان مذکور تسجیل می‌گردد. بعد از تشکیل حکومت وحدت ملی با حضور تیم دوم بر اساس این موافقت‌نامه، این مقام منحیث متعهد حکومت وحدت ملی عمل می‌کند.

هـ ـ اصلاحات در نظام انتخاباتی:
به منظور حصول اطمینان از اینکه انتخابات در آینده افغانستان از اعتبار کامل برخوردار باشد، نظام انتخاباتی افغانستان (قوانین و نهادها) به تغییرات بنیادی نیاز دارد. رییس جمهور با درنظر داشت ماده ۷ چارچوب سیاسی بلافاصله پس از تاسیس حکومت وحدت ملی، کمیسیون خاصی را با هدف اصلاح نظام انتخاباتی افغانستان طی یک فرمان ایجاد می‌‌کند. اعضای کمیسیون خاص با توافق رییس جمهور و رییس اجرایی تعیین می‌گردند.
کمیسیون خاص در مورد پیشرفت کارها به رییس اجرایی گزارش‌ده بوده و کابینه پیشنهادات این کمیسیون را بررسی نموده و اقدامات لازم را برای تطبیق آن روی دست می‌گیرد. لازم به ذکر است که تطبیق اصلاحات انتخاباتی باید قبل از برگزاری انتخابات پارلمانی در سال ۱۳۹۴ صورت بگیرد.
و ـ تطبیق:
تفاوت دیدگاه و اختلاف در مورد تعبیر یا تعمیل این موافقت‌نامه با مشورت جانبین حل می‌گردد.
طرفین از نقش جامعه بین المللی در تسهیل موافت‌نامه‌های سیاسی و تخنیکی اظهار قدردانی نموده و از اطمینان شان به طرفین در حمایت از اجرای این موافقت‌نامه و هم‌کاری شان با حکومت وحدت ملی استقبال می‌کنند.
ز ـ اجرایی شدن:
با احترام به تعهدات شامل موافقت‌نامه‌های تخنیکی و سیاسی مورخ ۲۱ سرطان ۱۳۹۳ (۱۲ جولای ۲۰۱۴) و اعلامیه مشترک مورخ ۱۷ اسد سال ۱۳۹۳ (۸ اگست ۲۰۱۴)، طوریکه در این موافقت نامه انعکاس یافته است، طرفین بر تعهد خود در مورد برآیند انتخابات و تطبیق این موافقت‌نامه به منظور تشکیل حکومت وحدت ملی تاکید می‌کنند؛ این موافقت‌نامه با امضای هردو کاندیدا در حضور شاهدان داخلی و بین المللی، اجرایی خواهد شد.
جلالتمآب داکتر اشرف غنی احمدزی جلالتمآب داکتر داکترعبدالله عبدالله
جلالتمآب جیمز بنینگهام جلالتمآب یان کوبیش
سفیر ایالات متحده امریکا نماینده خاص سرمنشی ملل متحد



زنگ پایانی -178-

اسناد تاسیس حکومت وحدت ملی تکمیل شد.گفتم که چهار سند اساسی را داریم. چهار چوب سیاسی هفت ماده ای 21سرطان 93 و اعلامیه مشترک 17 اسد 93 و موافقتنامه سیاسی 29 سنبله 1393 و فرمان 35 رییس جمهور. موافقتنامه سیاسی در واقع سند نهایی و تفصیلی تاسیس حکومت وحدت ملی است و در این سند به عمده ترین نکات اشاره شده است. ایجاد پست صدر اعظم اجرایی در طی دو سال پس از اعلام حکومت وحدت ملی، پیش نویس تعدیل قانون اساسی پس از اعلام حکومت وحدت ملی. در موافقتنامه تاکید شده است که برای پیش نویس، کمیسیون تعدیل قانون اساسی ایجاد شود و گفته شده است که این کمیسیون پس از اعلام حکومت وحدت ملی به کارش آغاز نماید که تاکنون این تشکیل نشده است. در موافقتنامه سیاسی روی اصلاح نظام انتخاباتی تاکید شده است و در سند آمده است که کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی ایجاد شود و روی قانون تشکیل وظایف و صلاحیتهای دو کمیسیون انتخابات و قانون عمومی انتخابات کار نماید. موضوع دیگر در موافقتنامه اصلاح تشکیلات اساسی دولت است و باز در اسناد روی ایجاد رهبری اپوزیسیون تاکید شده که رهبری اپوزیسیون از سوی تیم دوم معرفی می شود و رییس جمهور طی فرمانی آن را ایجاد و صلاحیت های رهبری اپوزیسیون را تعیین می کند. در توافقنامه سیاسی گفته شده است که نهاد ریاست اجراییه وظایف صدر اعظم اجرایی را پیش می برد. و در سند صلاحیتهای ریاست اجراییه در 13 ماده نیز مشخص شده است. لویه جرگه قانون اساسی نیز از دیگر موضوعات مهم توافقنامه سیاسی است. بر گزاری انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی نیز از دیگر مسایل مندرج در موافقتنامه سیاسی است. این مسایل و دیگر امور مثل تعیین مقامات کلیدی و دیگر مقامات حکومتی به صورت برابر و برابر گونه در سند آورده شده است. مساله اصلاحات اداری مبارزه با فساد نیز از موضوعات مهم در موافقتنامه است. این همه امور باید در طی دوسال به پایان برسد و تکمیل شود. ما برای تطبیق موافقتنامه مثل توافقنامه بن 2001 سقف زمانی تعیین کردیم و گفتیم که در طی دو سال این کار ها باید تکمیل شود. در موافقتنامه بن 2001 سه مرحله : اداره موقت برای 6 ماه و اداره انتقالی برای 18 ماه و حکومت منتخب برای 4 سال و سه ماه، جدول و سقف زمانی در نظر گرفته شد. دوسال زمان انجام تکالیف و تعهدات است و نه عمر حکومت وحدت ملی و موافقتنامه لایحه کاری این حکومت است. عمر حکومت براساس قانون یک دوره است و دوره هم همان تکمیل چهارسال تمام و وارد شدن به سال پنجم است. این موضوعات در چهار سند مرتبط به حکومت وحدت ملی گنجانده شده است و موافقتنامه در واقع صورت تفصیلی چارچوب و اعلامیه مشترک است. در تهیه این اسناد روسایی دو تیم مذاکره کننده نقش بنیادی داشتند. من و آقای اتمر برای نزدیک کردن دید گاه ها مجدانه کار کردیم و دیگر اعضای تیم گفتگو و مذاکره هر کدام جایگاه مثبت و سازنده خود را داشتند و اما نهایی شدن این اسناد کاملا بر می گردد به عزم و اراده رهبران دو تیم انتخاباتی آقایان داکتر غنی و داکتر عبدالله و اما نقش جان کری وزیر خارجه آمریکا بسیار مهم بود. اهمیت در حدی که بر خی می گوید حکومت وحدت ملی در واقع حکومت آقای جان کری است البته این حرف مبالغه آمیز و یا با اغراض سیاسی گفته می شود. عزم و اراده رهبران دو تیم برای کار باهمی و مشترک نقش بنیادی و اساسی داشت. بدون همکاری رهبران دو تیم نمی شد به حکومت وحدت ملی دست یافت. این سند تهیه، تکمیل و نهایی شد و بر اساس آن در 29 سنبله 1393 دو زنگ به صدا در آمد زنگ پایانی حکومت 13 ساله حامد کرزی و زنگ آغاز کار حکومت وحدت ملی و این کار در این تاریخ انجام شد و از کرزی تقدیر بعمل آمد که به صورت مسالمت آمیز قدرت را به رهبری بعدی تحویل داد. انتقال قدرت در افغانستان همیشه بازور و خون ریزی و مصیبت و جنگ همراه بوده است. پس ازاعلام حکومت وحدت ملی نیروهای نو و کابینه نو و کادرهای جدید باید کارش را شروع می کردند. مشکل اساسی این بود که مطابق با موافقتنامه سیاسی چه گونه مقامات حکومتی تعیین شود. یک هیات ده نفره از هردو تیم تشکیل شد. در این هیات من ، آقای عالمی، آقای کریاب و آقای ستار مراد و از جانب تیم تحول آقای فاروق وردک، آقای ذکی آقای داوود صبا و آقای سعادتی شرکت داشتند ما تقریبا ده روز و هر روز هم بحث داشتیم محل جلسات ما عمدتا در وزارت معارف بود. ما بحث را ابتدا بردیم روی وزارت خانه های کلیدی که بر اساس موافقتنامه باید برابر میان دو تیم تقسیم شود و شناسایی کردیم که وزارت دفاع و داخله و زارت مالیه و خارجه و ریاست عمومی امنیت ملی و فکر کنم بر اساس قانون سره میاشت و زارت اقتصاد نیز کلیدی گفته شده است. کلیدیها باید مساوی و برابر تقسیم می شد و بعد روی سایر نهاد های حکومتی کار کردیم و 219 پست سیاسی در تمام وزارخانه ها را پیدا کردیم و همین گونه روی نمایندگیهای افغانستان در خارج که فکر کنم 64 نمایندگی شد کار صورت گرفت و دو مساله مهم دیگر والیها که 34 ولایت می شد و ریاستهای مستقل و خود 25 وزارت خانه از جمله بحثهای ده روزه ما بود و در واقع یک دسته بندی A و B را داشتیم و گفتیم که به همین صورت پستهای حکومتی میان دو تیم تقسیم شود. جلسا را من و آقای وردک پیش می بردیم و بشتر از این کار نمی توانستیم و بحث دوم که تعیینات افراد در پستهای حکومت باشد را نتوانستیم پیش ببریم و گفته شد که افراد را نمی توانیم معرفی نماییم و تعیین افراد در کابینه در ولایات در نماینگیهای خارجی و در ریاستها کار رهبران دو تیم است و به این ترتیب ما به گفتگوهای خود پایان دادیم. مساله دیگر مربوط به شخص خودم می شد که در حکومت وحدت ملی به این صورت رقم خورد. می دانید که من در وزارت خارجه به عنوان مشاور کار می کردم و عضو بورد مشاوران وزارت امور خارجه. و اما با اعلان حکومت وحدت ملی ، موضوع تطبیق موافقتنامه حکومت وحدت ملی و نظارت از آن تبدیل به بحث جدی در محافل در رسانها و در هر جا می شد و هم اکنون مهم ترین پرسش جامعه و مردم این است که موافقتنامه عملی شده است و یانه؟ و دیگر اینکه چه گونه عملی شده است؟ از سوی داکتر عبدالله عبدالله رییس اجراییه حکومت وحدت ملی مطابق با محتوای موافقتنامه، تشکیل کمیسیون عالی نظارت به رییس جمهور پیشنهاد می شود و در زمستان 1393 کمیسیون عالی نظارت از موافقتنامه سیاسی حکومت وحدت ملی منظور . اعضای کمیسیون 11 نفر و در بست مافوق تعیین می شوند. و در این تشکیل مرا به عنوان رییس کمیسیون عالی نظارت از موافقتنامه معرفی می کند و این شد که از وزارت خارجه به کمیسیون عالی نظارت آمدم و مسوولیت آن را به عهده دارم. در دومین سالگرد حکومت وحدت ملی بشترین پرسشها از من این بود که موافقتنامه حکومت وحدت ملی چه قدر عملی شده است و در چه مواردی و چه مقدار از ماده های آن عملی نشده است و چرا؟ و چه ماده های در دست اقدام و یا در وسط راه است و اینها پرسهای همه روزه خبرنگاران از من است که.....
--------------------------------
پ.ن. ۷میزان ۱۳۹۳

داکتر اشرف غنی احمدزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان و داکتر عبدالله عبدالله رئیس اجرائیه جمهوری اسلامی افغانستان مراسم تحلیف شانرا بجا آوردند.

در این مراسم با شکوه که قبل از ظهر امروز در قصر سلام خانهء ارگ برگزار گردید، بر علاوهء حامد کرزی رئیس جمهور اسبق کشور و معاونین اش، آقای ممنون حسین رئیس جمهور پاکستان، آقای حمید انصاری معاون رئیس جمهور هند، آقای شریعت مداری معاون رئیس جمهوری اسلامی ایران و شمار زیادی از مقامات کشور های خارجی، رهبران جهادی، قاضی القضات و سرپرست ستره محکمه، روسا و اعضای مجلسین شورای ملی، اعضای کابینه، جنرالان و افسران قوای مسلح کشور، سفرا و اعضای کوردیپلوماتیک مقیم افغانستان و شماری از مامورین دولتی، حضور داشتند.

ابتدا رئیس جمهور کرزی سخنرانی خویش را ایراد نموده، گفت: شکر بی پایان خداوند بزرگ و مهربان را ادا می کنم که این افتخار را برای من بخشید تا پس از خدمات ۱۳ ساله برای ملت خود، امروز قدرت را به رئیس جمهور جدید منتخب کشور می سپارم.

وی گفت: ملت پُر افتخار ما با اشتراک گسترده در انتخابات و با صبر و شکیبایی ایکه در دوره بعد از انتخابات تا امروز از خود نشان داد، ثابت ساخت که پختگی و درایت کافی سیاسی دارد. مردم ما نشان دادند که صلح و ثبات مملکت و نظام آنرا میخواهند.

حامد کرزی افزود: یقین کامل دارم که رهبری جدید کشور این پیام ملت را گرفته و صلح و ثبات مملکت را در صدر اولویتهای خود قرار خواهد داد.

بعداً داکتر اشرف غنی احمدزی منحیث رئیس جمهور منتخب جمهوری اسلامی افغانستان در برابر پوهاند عبدالسلام عظیمی قاضی القضات و رئیس ستره محکمه حلف وفاداری یاد کرد.

سپس سترجنرال عبدالرشید دوستم معاون اول و سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور جدید در برابر داکتر اشرف غنی احمدزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان حلف وفاداری یاد کردند.

متعاقباً داکتر اشرف غنی احمدزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان اولین فرامینی را امضا کرد که بر مبنای آن داکتر عبدالله عبدالله منحیث رئیس اجرائیه حکومت وحدت ملی و انجنیر محمد خان بحیث معاون اول و حاجی محمد محقق منحیث معاون دوم رئیس اجرائیه رسماً تعین گردیدند. همچنان رئیس جمهور جدید کشور، فرمان تعیین احمد ضیا مسعود منحیث نماینده فوق العاده رئیس جمهور در امور اصلاحات و حکومت داری خوب را نیز به امضا رسانید.

بعداً داکتر عبدالله عبدالله منحیث رئیس اجرائیه حکومت وحدت ملی و انجنیر محمد خان بحیث معاون اول و حاجی محمد محقق منحیث معاون دوم رئیس اجرائیه در برابر داکتر اشرف غنی احمدزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان حلف وفاداری یاد کردند.

متعاقب آن داکتر عبدالله عبدالله رئیس اجرائیه حکومت وحدت ملی سخنرانی کرده، گفت: ما بحیث یک تیم واحد در این مرحله حساس تاریخ کشور با تشکیل حکومت وحدت ملی مبتنی برچارچوب توافق سیاسی متعهد هستیم تا در راستای پاسداری از ارزشهای اسلامی، اصلاحات بنیادی و ایجاد تحول در همه سطوح و ساختار های اداری و سیاسی کشور بر اساس همکاری، اعتماد متقابل، صداقت و همدیگر پذیری گام های اساسی برداریم.

رئیس اجرائیه گفت: حال زمان آن فرا رسیده است که همه ما مردم افغانستان، قشر سیاسی و تخبه گان کشور و جامعه جهانی آگاهانه و با مسئولیت بیشتر در کنار حکومت وحدت ملی بایستیم و آرمانهای ملت بزرگ افغانستان را هر چه بیشتر به واقعیت نزدیک بسازیم.

بعداً داکتر اشرف غنی احمدزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در نخستین سخنرانی اش، خطبهء اولین خلیفهء اسلام حضرت ابوبکر صدیق (رض) را قرائت نموده، آنرا رهگشای امور خویش دانسته، گفت: " ای مردم همانا من اکنون رهبر شما شدم، ولی نمی‌ خواهم از این جهت که حکمفرما هستم خود را بهتر از شما بدانم، پس هرگاه در انجام امورتان خوب کار کردم، مرا یاری کنید وهر گاه بد کار کردم، مرا به راه راست راهنمایی کنید. راستی امانت است باید آنرا رعایت کرد، دروغ خیانت است باید از آن پرهیز نمود. هر ضعیف و ناتوانی از شما نزد من قوی و توانا است تا آنگاه که ان شاءالله حقش را از ستمکار گرفته به او بازگردانم و بالعکس هر شخص قوی از شما نزد من ضعیف و ناتوان خواهد بود تا آن که ان شاءالله حق ستمدیدگان را از او بازستانم."

داکتر اشرف غنی ضمن اینکه از رئیس جمهور کرزی بخاطر انتقال مسالمت آمیز قدرت تشکری نموده، گفت: با حمایت بی شایبهء ملت قهرمان افغانستان و رهبری خردمندانه جلالتمآب حامد کرزی، قانون اساسی و انتقال اقتدار به طور مسالمت آمیز در کشور نهادینه شد.

رئیس جمهور بر روح کسانیکه جان های شانرا در جریان انتخابات از دست دادند، اتحاف دعا نمود و از فداکاری های نیروهای امنیتی کشور قدردانی کرد.

داکتر اشرف غنی خاطر نشان کرد: ما بسیار آرزمند هستیم که سیاست وسیله بی ثباتی نه بلکه وسیله تامین ثبات دوامدار باشد و همین هدف اساسی حکومت ملی ماست.

وی گفت: حکومت وحدت ملی نیاز افغانستان است. حکومت وحدت ملی به معنای تقسیم قدرت نیست بلکه تقسیم امور و وظایف بخاطر خدمت مردم است. این چنین حکومت تمثیل کننده اراده، خواست ها و آرمان های مردم افغانستان می باشد.

رئیس جمهور داکتر اشرف غنی در رابطه به اینکه نباید از آینده هراسان بود، گفت: موقعیت، آب، معادن و ظرفیت انسانی سرزمین ما باعث ایجاد تحول بنیادی اقتصادی در آینده خواهد شد. تلاش ما برای این خواهد بود که این توانایی های باالقوه را باید به توانایی های باالفعل تبدیل نماییم. افغانستان در ۲۵ سال آینده با این توانایی ها در یک وضعیت متفاوت قرار خواهد داشت و انشأالله دوره طلایی افغانستان آغاز خواهد شد.

رئیس جمهوری اسلامی افغانستان با اشاره بر اینکه تأکید وی بالای صلح پایدار است، نه صلح مقطعی و کوتاه مدت، گفت: عدالت اجتماعی تهداب صلح را تشکیل میدهد. صلحی که باعث بی عدالتی در جامعه شود، مقطعی خواهد بود و نمیتواند ما را به ثبات برساند. امروز ما ثابت کردیم که همدیگر پذیر شده ایم. این همدیگر پذیری باید ما را در رسیدن به صلح پایدار کمک کند.

داکتر اشرف غنی در رابطه به دولت داری و حکومتداری خوب گفت: خواست ما از وکلای محترم شورای ملی اینست تا دیگر خواهان ملاقات های شخصی با رهبری و مدیریت وزارت خانه ها نباشند. در عین حال از آنها میخواهیم تا از ارایه پیشنهاد در مورد تقرر، انفکاک و یا هم تبدیلی در ادارات دولتی اجتناب کنند.

رئیس جمهور با اشاره بر اصلاحات در قوه قضایه کشور گفت: امروز از ستره محکمه می خواهم تا در جریان یک ماه بر اساس اصل مکافات و مجازات، تمام پرسونل محاکم را مورد ارزیابی قرار دهند.

داکتر اشرف غنی در رابطه به اینکه قوه ی اجراییه بازوی اجرایی وظایف رییس جمهور است، گفت که به اساس یک پالیسی منظم و صریح وظایف ادارات حکومتی مشخص خواهد شد و تداخل کاری بین وزارت خانه ها و سایر ادارات رفع خواهد گردید.

وی در مورد جلوگیری فساد و رشوت در کشور گفت: رشوت دهنده و رشوت گیرنده هر دو عامل شر و فساد اند و با ایشان برخورد جدی و قانوی صورت خواهد گرفت.

رئیس جمهور گفت که من منحیث سرقوماندان اعلی قوای مسلح مسئول جان، حیثیت و سلامتی نیروهای امنیتی کشور هستم و از قربانی های بی دریغ پولیس ملی، اردوی ملی و امنیت ملی قدرانی می کنم و تعهد می کنم که در راستای مسلکی کردن بیشتر این نهادها از هیچگونه تلاش دریغ نمی نمایم.

وی گفت: تمام ولایات افغانستان از اهمیت خاص برخوردار و تمام شهروندان افغانستان درجه یک استند. در این کشور شهروند درجه دو و یا سه وجود ندارد. بر همین ملحوظ انکشاف متوازن یک امر حتمی است و شیوه حکومتداری ما را تشکیل میدهد.

رئیس جمهور اقتصاد، امنیت و قوای بشری را مثلث ثبات دانسته، گفت: امنیت با استفاده از زور و قوه تأمین میشود اما ثبات از مشروعیت، قبولیت و مشارکت مردم شکل میگیرد. تا به حال امنیت زیادتر به مفهوم و معنای مصوونیت فزیکی افراد استفاده شده است، اما در بحث امنیت عمده ترین مسئله مصوونیت بشری و یا هم امنیت انسانی است. بدون توسعه اقتصادی نمیتوان به مصوونیت بشری دست یافت.

داکتر اشرف غنی احمدزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان سیاست خارجی کشور را در پنج حلقه یعنی کشور های همسایه، کشور های اسلامی، اروپا، امریکا، کانادا و جاپان، کشور های آسیایی و نهادهای بزرگ بین المللی مشخص کرد.

وی در مورد روابط افغانستان با کشور های همسایه گفت: با این کشور ها، سهم دار و شریک خوب در زمینه تأمین ثبات در سطح منطقه خواهیم بود. این دیدگاه کلی، اساس پالیسی ما را در همکاری های منطقوی تشکیل میدهد.

رئیس جمهور در مورد روابط افغانستان با کشور های اسلامی گفت: دیدگاه، تفکر و رفتارهای ما تماماً بر اساس آموزه ها و باورهای دین مبین اسلام شکل گرفته است و هیچ بخش از تاروپود ما نیست که فرهنگ اسلامی ما بر آن حاکم نباشد. بر همین اساس روابط ما با کشور های اسلامی عمیق و موثر خواهد بود.

داکتر اشرف غنی در مورد مناسبات افغانستان با کشور های آسیایی گفت: افغانستان قلب آسیاست. ما افغانستان را به چهارراهی آسیا و پل زمینی برای ارتباط منطقه تبدیل خواهیم کرد.

وی در مورد سیاست های خارجی افغانستان با نهادهای بزرگ انکشافی جهان و سرمایه گذاران بزرگ خصوصی گفت: هدف ما اینست تا از کمک ها به طور موثر استفاده نماییم تا زمینه را برای جلب سرمایه گذاری بزرگ در کشور فراهم کنیم.

وی در اخیر سخنرانی اش گفت: وجیبه همه ما این است تا هر یک خود را صاحب این خاک بدانیم و این را بپذیریم که عزت، حیثیت و سربلندی وطن در عزت و حیثیت و سربلندی یکدیگر ما، نهفته است.

مراسم تحلیف داکتر اشرف غنی احمدزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان و داکتر عبدالله عبدالله رئیس اجرائیه جمهوری اسلامی افغانستان با دعائیه شخصیت روحانی کشور، حضرت صبغت الله مجددی پایان یافت.

پس از مراسم تحلیف، حامد کرزی رئیس جمهور اسبق کشور و معاونین اش، داکتر اشرف غنی احمدزی رئیس جمهور جدید افغانستان را در حالیکه داکتر عبدالله عبدالله رئیس اجرائیه جمهوری اسلامی افغانستان، معاونین رئیس جمهور جدید و معاونین رئیس اجرائیه نیز حضور داشتند، به دفتر کاری اش مشایعت کرد و داکتر اشرف غنی احمدزی رئیس جمهور جدید کشور دفتر جدیدش را تسلیم شد و به کرسی ریاست جمهوری تکیه زد. سایت ریاست جمهوری. ارگ

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo